رود ششم سمور است . سرچشمهء اين رود نيز از قفقاز اما از داغستان جارى است . از سمت جنوب دربند به شعبات زياد داخل درياى خزر مىشود و يكصد و هشتاد هزار ذرع طول جريان آن مىباشد .
رود هفتم رود كر است كه آن را سيروس نيز گويند . سرچشمهء اين رود از سمت غربى قارص « 12 » است و از كنار ارزن الروم مىگذرد .
اول جريان او از نقطهء شمال مشرقى است . وقتى كه وارد گرجستان مىشود از شهر كورى و تفليس عبور كرده بعد از طى هفتصد و نود هزار ذرع از سمت غربى داخل درياى خزر مىشود . رودخانه [ هاى ] آغ - استفا ، الازانى ، ترتر و ارس داخل كر مىشود . قبل از دخول به دريا و بعد از ورود اين رودخانهها به كر ، رود قابل كشتيرانى مىگردد .
رود هشتم قزل اوزن است كه قدما آن را « مردوس » مىناميدهاند .
اشتقاق اين اسم از طايفهء مرد يا مردى است كه در ساحل اين رود در گيلان و مازندران سكنى داشتهاند . سرچشمهء اين رود در كردستان در پنجاه و هفت هزار ذرعى سنندج و در سمت شمال مغربى آن واقع است .
از طرف جنوب به دو شعبه منشعب مىشود . طول جريان او تقريبا ششصد و پنجاه هزار ذرع و فاصلهء ميان عراق و آذربايجان است . اين رود وارد ايالت گيلان شده در نزديكى رشت وارد بحر خزر مىشود . شرحى متعلق به اين رود در سفرنامهء مباركهء گيلان مرقوم قلم معجز شيم شاهنشاهى شده مزيدا للاستبصار نقل مىشود :
شرح منقول از كتاب مستطاب سفرنامهء گيلان
« پنجشنبه دهم ذى الحجه از هرزهبيل سوار شده به رستمآباد رودبار مىرويم . پنج فرسنگ راه بود . سوار كه شديم باد شديدى از مه كوه با ريزش باران ريزه مىآمد . بسيار بسيار سرد و كمال اذيت را مىكرد .
هامش
( 12 ) - متن : « فارس » .