دريائى بوده و حالا خشك است . اما در اين مسئله كه آيا جيحون وارد خزر مىشده يا نه ؟ على التحقيق چنانكه كاپيتن موراويف هم نوشته رود جيحون از سمت خليج بالخان به اين دريا مىريخته است و مؤيد اين قول اطلاع اهالى بلد - كه طوايف تركمانند - مىباشد و اين طوايف گويند اين مكان مجراى قديم رود جيحون بوده و در پانصد سال قبل از اين ممر وارد خزر مىشده و بعدها به سبب زلزلهء سختى تغيير مجرا داده و وارد به بحيرهء ارال - كه مورخين عرب آن را درياچهء خوارزم مىناميدهاند - مىگردد . اما در تعيين پانصد يا زيادتر اختلافى هست .
ابن حوقل كه تقريبا نهصد سال پيش از اين بوده و جغرافى ربع مسكون را نوشته است گويد رود جيحون به درياچهء خوارزم داخل مىشد . در زمان پطر كبير ، واسطهء راپورت صاحبمنصبان روسيه كه به خيوق سفر كرده بودند ، چنين معلوم اين پادشاه شده كه اهالى مخصوصا مجراى جيحون را تغيير داده و آن را وارد بحيرهء ارال نموده بودند كه از اين سمت آبادى كه لازمهء آب است موقوف و از دستاندازى قزاقها محفوظ باشند . لهذا پطر كبير به خيال بود كه جيحون را به مجراى اولى مراجعت دهد و مهندسين مأمور اين كار كرد و مامورين همگى مقتول و اين خيال بزرگ به موقع اجرا نرسيد .
اين دريا از سمت شمال به ايالت حاجى طرخان و از طرف مشرق به دشت تركمان من قشلاق و قرقيز و از جانب مغرب به ولايت و كوه قفقاز و داغستان و شيروان و از جهت مغربى به گيلان و جنوب مازندران و از سمت جنوب مشرقى به استراباد محدود است .
اما رودهاى بزرگى كه داخل درياى خزر مىشود : اول رودخانهء آمباست كه از مملكت قرقيزها مىآيد و سرچشمهء آن مونكولشار است .
در نقطهء شمال مشرقى قبل از ورود به دريارود تمير با اين رودخانه تلاقى نموده يكى مىشود . از سرچشمه تا ورود به دريا ششصد هزار ذرع راه طى مىكند و از سرچشمه آب اين رود بسيار ناگوار و بد و كم ماهى است .
هرقدر به دريا نزديك مىشود و رودخانهها داخل او مىشود آب آن بهتر و تغيير كلى در آن حاصل مىگردد . نزديك به دريا ماهى او بهطورى زياد مىشود كه زياده از هزار و پانصد كشتى ماهيگيرى هر ساله در فصل معين از حاجى طرخان براى صيد ماهى به اين رودخانه مىآيند . جريان
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 281
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٢٨١