و محلات مشهدسر در دو طرف رودخانه واقع بود . مراودهء طرفين با يكديگر به استعانت ناوهاى كوچك است كه از زمين تا نشيب رودخانه پله ساخته پهلوى هر پله ناوى به درخت بسته هنگام ضرورت سوار شده عبور و مرور مىنمايند . اطراف رودخانه جنگل روئيده . در ميان جنگل تكتك درخت افرا رسته . افرا درختى است بسيار خوشبرگ كه برگش شبيه به برگ تاك است گل سفيد شبيه به خوشهء انگور از ميان درخت آويزان است . دورنماى خوبى دارد . ماهى سفيد در اين رودخانه يافت مىشود . در دومار ( ؟ ) كوچك صيد ماهى مىنمودند چند ماهى شكار كرده بودند به حضور آورده انعام گرفتند . اسب بدهوائى مىكرد . به اسب ديگر سوار شدم . با اعتضاد الدوله « 22 » و حاجى على خان اعتماد السلطنه « 23 » و سليمان خان « 24 » بعضى فرمايش و دستور العمل داده شد . گاهى از راه ساحل دور مىشد گاهى نزديك . قدرى در كالسكه نشستيم . به اندك مسافتى باز راه بد شد . سوار اسب شديم . ايشيك آقاسى باشى و حاجب الدوله و اشخاصى كه در جلو بودند به يكباره ايستاده فرياد برآوردند كه خوك آمد .
ملاحظه نموده خوك مادهاى در كنار جاده ايستاده اصلا رم و وحشت نداشت . تفنگ چارپارهزنى خواستيم . دير آوردند . تفنگ آقا كشى خان را گرفتيم . خوك رم نموده اندكى دور تر رفت . تير انداختم نخورد . قدرى رانديم . در كنار رودخانهء بابل چادر ناهار را زده بودند به ناهار پياده شديم .
پس از ناهار سوار شده با اعتضاد الدوله و حاجب الدوله فرمايشها شد . از بلوك پازوار مرد و زن بسيارى به استقبال آمده بودند . عباسقلى خان ارباب از مشهدسر كه گذشتيم با رعاياى كلهبست كه خانهء اوست آمده در كنار جاده ايستاده . اين كلهبست از دهات معتبرهء آن سامان است . در طرف راست رودخانهء بابل واقع است .
خلاصه رانديم تا رسيديم به ده امير كلا كه در دست شيخ الاسلام
هامش
( 22 ) - ظاهرا بايد منظور انوشيروان خان قاجار باشد كه در تاريخ سفر ناصر الدين شاه به مازندران ، حاكم آن خطه بود . وى پسر سليمان خان و پسردائى ناصر الدين شاه بود و شوهر سوم عزة الدوله خواهر شاه قاجار ( ر ك شرح حال رجال ايران ج 1 ص 156 تا 159 ) .
( 23 ) - پدر محمد حسن خان اعتماد السلطنه يعنى همان على خان حاجب الدولهء مراغى .
( 24 ) - ظاهرا منظور سليمان خان خان خانان بايد باشد پسر محمد قاسم خان و دائى ناصر الدين شاه .