تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
بارفروش است . عجب ده معتبر بزرگى است . به قدر نيم فرسنگ طول ده بود و خانه‌هاى سفالى خوب خوش‌اسلوب و مساجد و حمامهاى مرغوب داشت . تكيهء آجرى خوش‌طرح عالى در آنجا ديدم خيلى ممتاز . خود شيخ الاسلام نيز با جمعى در آخر ده به استقبال آمده ايستاده بود . از امير كلا گذشته به بندار كلا رسيديم ، پس از آن حمزه كلا ، ده ميرزا اسماعيل برادر ميرزا شكر الله بود . اين ده نيز از دهات معتبره بود . خوب دهى بود . پس از حمزه كلا ابتداى بارفروش است . خانه‌هاى سفالى خوش‌وضع ، درخت نارنج بسيار كوچه‌هاى خوب ولى سنگفرش نبود . جمعيت زيادى از مسلمان و يهود و ارمنى تجار ايرانى و بادكوبه [ اى ] و روسى فراوان بود . خانلر خان پسر عليقلى خان برادر آقا محمد شاه مرحوم هم پياده در ميان مستقبلين ايستاده . مردى بسيار پير و بلندبالا ، ريش درازى داشت . مورد نوازش و تفقدات شد . به رعايت پيرى فرموديم سوار شود . قهار قلى خان پسرش حاكم بارفروش است حاضر خدمت و پياده جلو اسب مىرفت . همه‌جا از كنار شهر مىرانديم تا رسيديم به اردو . و محل نزول اردو نزديك « بحر ارم » بود در چمن . هوا بسيار گرم بود به‌طورى كه سبب اذيت مىشد . پنج ساعت به غروب مانده وارد سراپرده شديم . مرد و زن بارفروش به زبان بارفروشى دعا و ثنا مىنمودند . هواى چادر حرارت داشت . گفتند كنار « بحر ارم » هوايش خوب است . چون مسافت نزديك بود پياده رفتيم . اعتضاد الدوله ، عليرضا خان « 25 » ، مير شكار و بعضى عملهء خلوت بودند . اين بحر ارم درياچه‌اى است دايره مانند گرداگرد آن به قدر ميدان اسب‌دوانى طهران جزيره مانندى در ميان درياچه واقع كه مسافت اطرافش تقريبا هزار قدم . از كنار درياچه تا به جزيره تخمينا صد و پنجاه قدم مىشود . كارخانهء قندسازى و سفيد كردن شكر هم در حوالى درياچه بود . در نزديكى اين كارخانه به عرض درياچه ، پلى تخته‌پوش ساخته‌اند ولى جزيره در وسط درياچه واقع است . پايه‌هاى زير پل آجرى است . تخته‌هاى پل كهنه و پوسيده است و بايد عوض شود . آب درياچه از بس علف بيهوده و نيلوفر روئيده هيچ پيدا نيست . بايد
هامش
( 25 ) - عليرضا خان قاجار ملقب به عضد الملك پسردائى ناصر الدين شاه بود كه بعدها سمتهاى مهم يافت و در زمان مشروطيت نايب السلطنهء سلطان احمد ميرزا گرديد . وى در 1238 متولد شد و در 90 سالگى در 1328 ه . ق درگذشت .
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 262 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى