داشتند اظهار نموده مرخص شدند . بعضى فرامين ديده شد حكم آنها صادر گشت . به اعتضاد الدوله و يحيى خان بعضى دستور العملها داده شد .
خانلر خان پسر عليقلى خان برادر آقا محمد شاه مرحوم به حضور آمد .
بسيار پير بود حساب عمرش را نموديم هشتاد و پنج سال متجاوز داشت .
بسيار ضعيف و نحيف بود اذن نشستن دادم . مشاعرش بجا بود . مختل نشده بود قدرى صحبت داشت تاريخ سپهر « 27 » را گفتم آوردند و حالات محمد حسن خان مرحوم را خواندند . عمارت خوبى و حوضخانهء خوش - وضعى دارد . با حاجى در تالار نشسته صحبت بسيار داشته شد از آنجا به خانهء آقا سيد ربيع رفتيم . محل عبور از بازار طولانى تاريكى بود كه سقفش را از چوب شيروانى پوش ساختهاند . جمعيت جلو بسيار ، هوا نيز بسيار گرم شد . صدمه زد . به هزار زحمت از بازار گذشته به كوچه افتاد [ يم ] سنگفرش نبود . در فصل زمستان و باران كوچهها بسيار گل مىشود و عبور صعوبتى دارد . مدرسه به نظرم آمد بسيار عالى از بناهاى ميرزا شفيع « 28 » صدر اعظم خاقان مرحوم . مدرسه آباد داير طلبهنشين ، درخت نارنج بسيار داشت . بارفروش حمامهاى خوب و مساجد عالى دارد . خلاصه رفتيم خانهء آقا سيد ربيع در كتابخانه نشستيم . كتاب بسيارى داشت . از آنجا برخاسته خانهء خانلر خان و قهار قلى خان پسرش رفتيم . خانهء خوبى داشتند . صحن خانه درخت نارنج و مركبات بسيار داشت . درختها بهار كرده بودند خيلى باصفا بود . تالار بزرگى داشت .
جنبين تالار بالاخانه . در بالاخانه نشستيم . چاى و عصرانه آوردند پيشخدمتها در حضور بودند . يك در خانهء قهار قلى خان در تكيه باز مىشود . بانى تكيه خود خان است . از در تكيه سوار شده به منزل آمديم » .
مؤلف گويد از سنهء هزار و دويست و هشتاد و دو كه موكب مسعود خسروانه تشريففرماى مازندران شده بودند تا سنهء هزار و دويست و نود و دو كه مجددا تشريففرما شدند و ده سال تمام گذشته به حكم محكم قضا توأم همايون بازارهاى تاريك سقف كوتاه مبدل به بازارچههاى خوب و كاروانسراهاى آباد گرديده كوچهها تماما سنگفرش و عمارت بحر ارم كه جز
هامش
( 27 ) - مقصود ناسخ التواريخ است .
( 28 ) - ميرزا محمد شفيع مازندرانى صدر اعظم فتحعلى شاه كه پس از 20 سال صدارت در 1234 درگذشت .