تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
استعداد ندارد بلكه حرارت جوف زمين مانع روئيدن گياه است . در سنهء هزار و دويست و نود كه موكب همايون اعليحضرت اقدس شاهنشاهى از سفر فرنگستان معاودت مىفرمود در عبور از بادكوبه مختصرى شرح حال شهر و اطراف آن به قلم معجز رقم مبارك در كتاب مستطاب سفرنامهء فرنگستان مرقوم شده و مابعينه آن را نقل مىنمائيم :

احوال بادكوبه و اطراف آن نقل از كتاب سفرنامهء همايونى

« روز پنج‌شنبه بايد برويم بادكوبه صبح زود برخاسته رخت پوشيدم سوار شديم جمعيت زيادى به تماشا آمده بودند . رانديم تا به پست و بلند دره و تپه رسيديم . چند خانوار ايلات در اين دره‌هاى خشك ديده شد گفتند ايل عرب است . رسيديم به چاپارخانهء اول كه آجىچاى است . آب تلخى دارد بعد چاپارخانهء مرزى كه دهى است بزرگ . روسها مىنشينند . بعد چاپارخانهء نقى كرپى « 6 » . بعد چاپارخانهء جنگى . اينجا ناهار خورديم بعد چاپارخانهء هلتما بعد چاپارخانهء اربات . رودخانه هم به همين اسم موسوم است بعد چاپارخانهء سرائى بعد شهر بادكوبه . الى بادكوبه جميع راه خشك و بد كه به اين بدى صحرا و كوه ديده و شنيده نشده است . مسافتى كه امروز عبور شد محال قبرستان مىگويند . واقعا اسم با مسمى است بعينها قبرستان است . خلاصه حاكم شهر بادكوبه با سواره و غيره به استقبال آمد . در چاپارخانهء سرائى پياده شده نزديك غروب بود نماز خوانده سوار شده دو ساعت از شب گذشته وارد شهر بادكوبه شديم . چون معدن نفت در بادكوبه است امشب همه‌جا را از صحرا و شهر چراغ نفت روشن كرده بودند . اگرچه شب بود و شهر بادكوبه را درست نديدم اما در مهتاب معلوم بود كه خانه‌هاى قشنگى كه تازه به سبك فرنگستان ساخته‌اند در كنار درياست . عمارت حاكم هم لب درياست . خلاصه جمعيت زيادى از مسلمان و غيره بودند صلوات مىفرستادند رسيديم به پاى عمارت حاكم . موزيك مىزدند . پياده شديم . اول كلنل بزاك را ديدم معلوم
هامش
( 6 ) - كرپى ( كورپى ) به معناى پل است .
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 251 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى