اصل بادغيس ، بادخيز بوده . زيرا كه در بادغيس باد زياد مىآيد .
مؤلف گويد بادغيس از شهرهاى خراسان و تقريبا تا هرات دوازده فرسخ مسافت دارد . بعضى برايناند كه بادغيس را قدما « بىتاك » مىناميدهاند . هنگام غلبهء اسكندر بر ايران و تسلط يونانيان در اين مملكت از چيزهائى كه بهطور هديه از ايران به يونان مىبردهاند پستهء بادغيس بوده . حمد الله مستوفى گويد جنگل پسته در بادغيس پنج فرسخ در پنج فرسخ است . حكيم برقعى كه ماه نخشب « 2 » ساخت در بادغيس بوده .
بادكوبه :
شهرى با حصانت و مستحكم و از بلاد متصرفى روس در آسيا و ايالت شيروان واقع در كنار درياى خزر نزديك به شبه جزيرهء آب شرون .
دور شهر قديم ديوارى محكم با بروج مشيده بنا كرده بودند . در وسط شهر قديم در بلندى ، نارنج قلعه حاوى عمارات و خزاين شيروان و حكام بادكوبه بوده . در سوابق ايام مد آب دريا به ديوار قلعهء قديم پيوسته اما در اين زمان تقريبا يكهزار ذرع ديوار قلعه از دريا دور است و يك سمت شهر به يكى از رشتههاى كوه قفقاز تكيه نموده است . از بندرگاه كه شهر را ملاحظه مىكنى مثلث الشكل به نظر مىآيد كه بناى او عريض و به وضع مخروطى منتهى مىگردد و در انتهاى ضلع وسط ، نارنج قلعه و خزاين قديم بادكوبه واقع شده .
بالجمله شهر بادكوبه از مداين قديمهء دنيا محسوب و در يكى از بروج ديوار شهر لوحى نصب و تاريخ تعمير اين شهر مرتسم شده است و تقريبا اين تعمير ششصد سال قبل شده . كوچههاى شهر قديم اگرچه سنگفرش است ولى معوج و بىقاعده و تنگ مىباشد . در شهر قديم و قلعهء وسط او كه به منزلهء ارگ بوده الحال وادىيى نيست مگر معدودى از عمارات . خزاين و مسجد معتبرى كه آنجا بوده جبهخانه و قورخانهء قشون روس با ساخلوى آنجاست . لكن محلاتى كه بعد از تصرف دولت روس اين شهر را در خارج بنا كردهاند زياد داير و كوچههاى خوب و خانهها
هامش
( 2 ) - مقصود ، المقنع هشام بن حكيم ( هاشم بن عطا ) است كه بر خلفاى عباسى شوريد و از چاهى در نخشب ماهى برآورد . وى در سال 167 پس از شكست در برابر سپاه خليفه ، خود و خانوادهء خويش را سوزانيد ( ر ك تجارب السلف ص 121 و 122 و تاريخ بخاراى نرشخى ص 77 تا 89 و تاريخ ادبيات دكتر ذبيح الله صفا ج 1 ص 38 تا 56 ) .