به سبك ابنيهء فرنگستان دارد . از ابنيهء قديمه كه در آنجا ملاحظه مىشود برجى است بسيار مرتفع كه موسوم به « برج دختر » است كه بناى آن از سنگ و آجر شده و مشرف به بندرگاه است و حالا چراغ بحرى براى هدايت كشتيهائى كه از دريا شب مىخواهند وارد بندرگاه شوند بر سر آن برج شبها روشن مىنمايند . بهترين بندرگاههاى بحر خزر ، بندر بادكوبه است . محصولات طبيعى و اصلى بادكوبه كه به خارج برده مىشود اول نفت است كه به ايران و تمام روسيه مىرود ثانى ترياك و نيز قدرى ابريشم است . هندوها بادكوبه را شهر متبركى دانسته به زيارت آن مىروند « 3 » . در پانزده هزار ذرعى شهر ، سمت آب شرون « 4 » معادن نفت است و از چند موضع آنجا متصل آتش از زمين بيرون مىآيد معلوم مىشود كه دهنهء كوه آتشفشان است . دو چشمهء آب گرم در نزديكى بادكوبه موجود است . اطراف بادكوبه درياچههاى نمكين زياد دارد . بيست و پنج پارچه ديه در ناحيهء بادكوبه مىباشد . در سنهء هزار و هفتصد و بيست و پنج مسيحى مطابق هزار و صد و سى و هشت ، روس آنجا را متصرف شد .
در هزار و هفتصد و سى و پنج مسيحى مطابق هزار و صد و چهل و هشت دولت ايران آن را از تصرف قشون روس خارج و مسترد نمود « 5 » . در هزار و هشتصد و پنج يكباره بادكوبه به تصرف روس درآمد و آنجا را شهر نظامى و بندرگاه جنگى نمودند . معادن نفت در بادكوبه به حدى است كه اگر شخص عصائى در زمين فروبرد بعد به واسطهء كبريت هوائى را كه از روزنهء زمين خارج مىشود آتش زند مشتعل مىشود . اطراف بادكوبه علف و سبزه بلكه هيچ قسم نبات و گياه نمىرويد . نه اين است كه زمين
هامش
( 3 ) - بادكوبه كلمهء جديدى است و نادرست . درست آن « باكويه » است كه طبق كتابهاى ارمنى ، اصل آن « باكاوان » يا « باكوان » بوده و جزء اول اين كلمات « بغ » و « بگ » است به معناى خدا و جزء دوم « گان » است كه مىتوان آن را با « وان » در نخجوان و شيشوان برابر دانست . پس باكوان يا باكاوان به معناى سرزمين خدا بوده ( ر ك كاروند كسروى ص 370 از انتشارات كتابهاى جيبى ، به سعى يحيى ذكاء ، چاپ دوم ، 1356 ش ) .
( 4 ) - اين محل را « آبشاران » و « آبشوران » نوشتهاند .
( 5 ) - طبق معاهدهء رشت ( 1730 ) روسها نواحى شمال ايران يعنى سواحل جنوبى درياى خزر را تخليه كردند و طبق معاهدهء گنجه كليهء نواحى شمال ارس را كه از ايران غصب كرده بودند به نادر پس دادند .