تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
كه اولا بايد اسكندر صدقات زياد دهد و نذورات به معابد ارباب انواع زياد بفرستد . بعد جشن سلطنتى فراهم آورده خاطر خود را مشغول نمايد . سديوس كه يكى از سرداران بزرگ بود اسكندر را به خانهء خود دعوت كرد . اسكندر آن شب را شراب زيادى خورده در انتهاى مجلس رطلى كه موسوم به « جام هرقل » و ظرف بزرگى بود يك مرتبه سركشيد و فى الفور صيحه‌اى زده به زمين افتاد . حضار مجلس اسكندر را بلند كرده به عمارت سلطنتى برده در بستر خوابانيدند . اطباء و حكماء حاضر شده هرچه مداوا كردند مفيد نيفتاد . وقتى كه مأيوس از زندگانى شد خاتم سلطنت را از انگشت بيرون آورده به پرديكاس - كه از خواص بارگاه بود - سپرد . سران سپاه به حضور او آمده پرسيدند بعد از تو سلطنت كه راست ؟ جواب داد آن راست كه قويتر است . اسكندر بعد از دوازده سال و هفت ماه جهانگيرى و سلطنت در بابل درگذشت . بعضى را عقيده اين است كه اسكندر را مسموم كردند و نسبت اين عمل را به آنتىپاتر « 1 » - سردار اسكندر كه حكمران يونان و فرنگستان بود - داده‌اند . زيرا كه اين شخص با مادر اسكندر كه در يونان بود كمال خصومت را اظهار و به سبك بىاحترامى حركت مىكرد و چندين بار مادر اسكندر از اين سردار به اسكندر شكايت نوشت . اوايل اسكندر اعتنا نمىكرد . ولى در اواخر در عالم مستى چندين بار اظهار دلتنگى از اين سردار كرد . پسر اين سردار كه ساقى اسكندر بود از شدت وحشت اسكندر را مسموم ساخت . بعد از فوت اسكندر آن سردار پادشاه مقدونيه شد . خبر فوت اسكندر كه به مادر دارا رسيد به واسطهء وصلتى كه با اسكندر كرده وختر دارا را به او داده بود پنج روز غذا نخورد تا هلاك شد . مؤلف گويد صاحب معجم البلدان در شرح لفظ بابليون گويد لفظ بابل به معنى فرقه است .

باج‌خوست [ مع - مر ] :

به فتح جيم و ضم خاء قريهء بزرگى است از قراى مرو . مسافت آن تا مرو دو فرسخ مىباشد .
هامش
( 1 ) -Antipater .
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 247 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى