تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
نايل نگرديد و در كارزار اول آرا مقتول گرديد . سميراميس زياده از حد متأسف شده به يادگارى آرا ، كارلوس پسر آرا را به‌جاى پدر پادشاه كرد و شهر آرته‌مپا كه الحال به وان معروف است بنا كرد . بعد از فتح ارمن زمين ، تمام عربستان و حجاز را بلكه مصر و حبشه را مسخر ساخت و پس از آن به ممالك ايران تاخت و همه‌جا فتح و نصرت او را يار بود و مىراند تا به پنجاب رسيد . در پنجاب شكست فاحش به قشون او رو داده به بابل مراجعت كرد . بعد از ورود به بابل يك روز صبح در يكى از محلات بابل شورش رو داد . سميراميس لباس نپوشيده و آرايش نكرده پياده و تنها در ميان شورشيان رفته آنها را ساكت نمود . بالجمله پس از چندين سال سلطنت سميراميس به لهو و لعب مشغول شد و عنان اختيار سلطنت را به دست زردشت نامى كه حاكم بابل بوده داد و به عيش پرداخت . اولاد او كه از نينوس بودند چون اعمال قبيحهء مادر را مذمت مىكردند و او را توبيخ مىنمودند همه را به قتل رسانيد مگر نىنياس را كه نايب السلطنهء ارمن كرده بود كه هرچه خواست او را به دام آورد و هلاك كند كارلوس پادشاه ارمن او را مانع مىشد . آخر الامر لشكرى به قصد تنبيه كارلوس و قتل پسر خود نىنياس به ارمن كشيد و در بين مقاتله مقتول گرديد . اين ملكه در مدت سلطنت خود تجارت را رواج و صناعت را قوت داد . مجسمهء او را بابليها به شكل و هيئت كبوترى از طلا ساخته پرستش مىكردند . بعضى گويند سميراميس به لغت شاميان به معنى كبوتر است » . انتهى . ديودوردوسيسيل در كتاب تاريخ خود نوشته كه اسكندر دو مرتبه وارد بابل شد اول در سنهء سيصد و سى قبل از ميلاد بعد از آن‌كه در ميدان اربل قشون دارا را شكست داده و آن پادشاه از مقابل قشون او منهزم و تا همدان فرارا روان و آنى نياسود . اسكندر با تجمل و شوكت تمام وارد بابل شد . اهالى كه فتوحات او را ديده بودند بدون مقاتله دروازه را باز و با نهايت احترام او را وارد كردند . اسكندر به واسطهء خستگى قشون و راحت نمودن اسبان سواره سى روز تمام آنجا توقف كرد . ارك و عمارات سلطنتى را به قاطهون « 2 » نام كه سردارى مجرب بود سپرده كه با هفتصد نفر
هامش
( 2 ) -Agathon .