نديده بودند وقتى كه مراتب را ديدند گمان كردند اشجار معلق است لهذا آن باغ را باغ معلق ناميدند .
مؤلف گويد بناى شهر بابل را بعضى دو هزار سال قبل از ميلاد و بعضى كمتر نوشتهاند . از جملهء كسانى كه دو هزار سال قبل از ميلاد بناى اين شهر را مىداند مورخ معروف اتين دبيزانس است كه گويد بانى بلوسى پادشاه بوده . اگرچه بروز مورخ كلدانى را عقيده اين بوده كه معبد بل را دو هزار سال قبل از سلطنت سميراميس بنا كردهاند و سلطنت سميراميس هزار و صدد و نود و پنج سال قبل از ميلاد بوده و چون بروز نوشته كه اين معبد بلافاصله بعد از طوفان نوح ( ع ) بنا شده بنابراين وقوع طوفان سه هزار و صد و نود و پنج سال قبل از ميلاد بوده و با تواريخ يهود كه براى سنوح طوفان ثبت نمودهاند چون مطابقه كنيم بيش از نه سال اختلاف نيست . چه به عقيدهء يهود ، طوفان در سه هزار و صد و هشتاد و شش قبل از ميلاد بوده .
حضرت موسى عليه السلام ، در سفر تكوين در فصل يازدهم ، مىفرمايد بعد از طوفان نوح ، زبان و تكلم يكى بود . همينكه جمعى از اولاد سام بن نوح از مشرق كوچيده به سمتى مىرفتند وادىاى در زمين شنعار يافته در آنجا ساكن شدند و شهرى و برجى براى خود بنا نمودند .
مقصود از ساختن برج اين بود كه برجى باشد كه سرش به آسمان بسايد و غرض كلى از بناى شهر و برج اين بوده كه بنائى در دنيا شده باشد و آنها متفرق نشوند و مسكن خود را بدانند و از ارتفاع برج از دور شهر خود را بشناسند . چون تقدير سماوى غالبا با تدبير انسانى موافق نيست ، برج ايشان خراب و خودشان متفرق شدند و زبانشان مختلف شد . مقصود حضرت موسى ( ع ) بابل و برج آن است .
معروف است وقتى كه بناى معبد بل يا برج بابل را مىنمودند چهار كرور « 1 » عمله ليلا و نهارا مواظب كار بودند و از اينجا يهود را عقيده اين شده كه اختلاف السنه و تبلبل در بابل در آنوقت شده . ارباب سير نگاشتهاند كه چون آتش نمرود بر ابراهيم ، عليه السلام برد و سلامت و مبدل به رياحين شد ، نمرود خواست به آسمان صعود كند و قدرت الهى را كه شمهاى از او در باب خليل ( ع ) ديده بود كاملا مشاهده نمايد . حكم
هامش
( 1 ) - هر كرور پانصد هزار است و چهار كرور برابر با دو ميليون .