تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
در آن نموده و اغلب جاهاى آن را كنده‌اند ولى نه به طرز كامل و درستى كه از آن معلوم شود وضع بنا به چه نحو و چگونه بوده است . ارتفاع اين مخروبه از سطح زمين بيست و پنج ذرع است و چنان به نظر آيد كه پس از خرابى بناى قديم در روى آن مجددا بعضى از خانه‌هاى رعيتى ساخته شده است كه پس از مدتى آن هم خراب گرديده است . طول و عرض آن از هر طرفى سيصد قدم است . بالجمله شهر حله كه الآن قريب چهار پنج هزار عمارت و چندين كاروانسرا و مساجد و چندين بازار بزرگ و طويل دارد با قلعهء آن و ساير مقامات و لوازم از آجرهاى اين دو سه موضع است . چنانچه آجر جديد در اين شهر به هيچوجه به كار برده نشده است . از قصر تا كاروانسرائى كه در راه محول است دو فرسنگ مسافت دارد . در بين راه دوازده نهر مخروبهء بزرگ و كوچك از قديم محسوس است . قريب به كاروانسرا هم سه تپهء ديگر از بناهاى قديم است و هكذا بعد از كاروانسرا رو به مسيب چندين خرابه است . ولى در آنها حفر و كاوشى ننموده‌اند . در جنب كاروانسرا نهر بزرگى است كه از فرات جدا شده و به جانب محول مىرود و الآن در جميع فصول آب از آن‌جارى است كه به محول مىرود . در پهلوى اين كاروانسرا بيست خانوار از عرب است با نخلستان قليلى . اين كاروانسرا از بناهاى جديد است و تا مسيب سه فرسنگ مسافت دارد از بيراهه . اما راهى كه از كاروانسرا جدا شود و رو به بغداد رود قريب به خان ميرزا هادى كه در راه بغداد و مسيب است اين دو راه با راه مسيب متصل شوند . مؤلف گويد اهالى بابل به شعبات عديده منشعب بوده‌اند و هر شعبه‌اى رسوم و عادات نيكو داشته‌اند . اول طبقهء علما بوده‌اند كه مثل علماى مصر و هندوستان جز به احكام مذهبى به هيچ‌چيز نمىپرداختند و به اين جهت از صادرات ديوانى و دادن سرشمار معاف بودند و علاوه بر فقه در علم نجوم هم نهايت ماهر بودند و در اين فن كاملا تحصيل مىكردند و در زمان غلبهء اسكندر به بابل به واسطهء حساب خسوف و كسوفى كه از نيرين « 3 » نگاه داشته بودند امتداد زمان بقاى عالم را به چندين هزار سال معلوم مىنمودند و نيز به جهت اظهارشان خود و جلب نفع از عوام چنين وانمود مىكردند كه از حركات كواكب و آگاهى بر تأثيرات آنها و اطلاع
هامش
( 3 ) - نيرين يعنى ماه و خورشيد .