تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
كه اين بناى عمده را دو ملكهء بزرگوار بنا نهاده‌اند : يكى سميراميس و ديگرى نيكتريس . شط فرات از وسط اين شهر مىگذشت و مردم به واسطهء قايق از جانبى به جانب ديگر عبور مىنمودند تا اين‌كه سميراميس در روى فرات پلى بنا نمود از سنگهاى بسيار بزرگ كه هريك از آنها را با آهن و سرب با ديگرى مسدود نموده بودند . درياچهء بزرگى هم در طرف مغرب شط فرات ساخته بودند و چنان به نظر [ مى ] آيد كه مقام آن در همين جائى كه الآن باتلاق هنديه است بوده است . سطح درياچه هشتاد هزار ذرع مربع و عمق آن سى و پنج قدم بوده است و او را درى بوده است كه در فصل كمى آب فرات كه آب آن به بعضى مواضع سوار نمىشده است از آب درياچه آن اراضى را مشروب مىكردند . عجيب‌تر از تمام بنائى كه سلاطين سلف در اين شهر نموده بودند آن بود كه از بالاى بابل دو نهر بزرگ كنده بودند كه در هنگام بهار آب فرات را از آن‌دو نهر داخل دجله مىنمودند و به جهت احتياط و اهتمام علاوه‌بر اين سدى بسيار بلند از دو طرف رودخانه با آجر و قير بسته بودند كه شهر از آسيب سيل محفوظ ماند . بزرگى و عظمت اين شهر بيرون از تصور انسانى است . سلاطين ايران در اين مملكت فرمانفرمائى مىكردند . زمين اين مملكت بسيار حاصلخيز است خاصه از براى برنج و گندم و جو كه بهتر از جميع زمينهاى دنيا بود . چنانچه مىگويند از هر دانه تخمى كه مىافشاندند چهارصد تخم حاصل برمىافشاندند و در آن‌وقت غير نخيل درخت ديگر نداشت چنانچه الآن در بين بعضى از ديوارهائى كه در اين شهر مخروبه باقى مانده است نخل خرما ديده [ مى ] شود . بالجمله شهر به اين عظمت و اعتبار چنان ويران و خرابه گرديده است كه الآن چيزى از آن مشاهده نمىشود جز چند موضع كه مختصر اثرى از آن باقى است مانند برس نمرود و تپهء عمران و مجلبه و قصر كه از هريك چند كلمه بيان مىنمائيم : در اين شهر در سمت شرقى فرات سه خرابهء مرتفع مشاهده مىشود كه الآن هريك از آنها تپه‌اى به نظر آيد و فاصلهء هريك هزار ذرع است و دورى هركدام از شط دويست قدم است . تپهء اول را من‌باب تسميهء محل به اسم حال عمران نامند . بقعهء عمران بن على در اين مقام است و صحنى كوچك دارد و در اطراف صحن چند طاقنماست . در وسط صحن سردابى
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 226 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى