خاك آوردند و ريختند و اثرى از قصد او به ظهور نرسيد خاكى كه در آخر دفعه آورده بودند حكم كرد در كنارهء درياچه ريختند . تل عظيمى احداث شد و مقصود او اين بود كه بدانند امر غير ممكنى او را عاجز نموده نه قصور همت او و تل گواه اين دعوى باشد . بالجمله آب اين درياچه مىرود به وادى و حوضهائى كه در زيردست آن واقع است . ابو ايوب را « دكان » هم مىگويند .
بابان [ مع - مر ] :
محلهاى است در سفلاى مرو .
بابسير [ مع - مر ] :
به فتح باء ثانيه و كسر سين بلدهاى است در نواحى اهواز . بعضى از اهل علم بدان منسوبند .
بابشير [ مع - مر ] :
به سكون باء ثانيه و كسر شين قريهاى است در يك فرسخى مرو .
بابغيش [ مع - مر ] :
ناحيهاى است ميانهء آذربايجان و اربل . رودخانهء زاب اعلى ( بزرگ ) از آن مىگذرد .
باب شورستان [ مع - مر ] :
محلهاى است در مرو .
باب كوشك [ مع - مر ] :
محلهء بزرگى است در اصفهان . مؤلف گويد اين محله هماكنون آباد و اهل اصفهان آن را « در كوشك » گويند .
بابل [ مع - مر ] :
به كسر باء ناحيهاى است كه كوفه و حله از اقطاع آن است . سحر و شراب منسوب به بابل مىباشد . اخفش گويد اين اسم غير منصرف است .
ارباب تفسير در معنى بابل كه در ضمن آيات بينات قرآن كريم ذكر شده « 1 » گفتهاند مقصود بابل عراق است و بعضى ديگر برايناند كه بابل دماوند منظور است و حسن گفته كه غرض بابل كوفه مىباشد .
هامش
( 1 ) - كلمهء بابل يكبار در قرآن آمده در آيهء 102 سورهء بقره .