به زيارت قبر سلمان رضى الله عنه به طيسفون و خرابهء مداين رفته - ديدم از وضع خرابههاى حاليه طول شهر از شمال به جنوب شش هزار ذرع و عرض آن از مشرق به مغرب سههزار ذرع است . دليل اينكه شهر به اين عظمت ويران شده اين است كه غالب ابنيهء شهرهاى مشرق زمين را جز عمارات سلطنتى از خشت خام مىساختهاند . چنانكه شهر بابل و نينوا نيز بههمين وصف بوده و همينكه جزئى خرابى روداد سكنه متفرق شده تمام آبادى را ويرانه مىسازد . علاوهبر اين بيشتر مصالح شهر بغداد را از طيسفون و خرابهء سلوسى « 2 » بردند و اين نيز مدد ويرانى شد .
مسعودى گويد قبل از شاپور سلاطين ايران - چه ساسانيان و چه آنهائى كه پيش از ساسانيان بودند - دار الملك ايشان طيسفون كه در غربى مداين است بوده شاپور شهرى در سمت شمال طيسفون بنا كرد و موسوم به ايوان كسرى نمود و خسرو پرويز آن شهر و قصر را به اتمام رسانيد . انتهى .
بعضى برايناند كه اين بنا از اشكانيان است كه قبل از ساسانيان به شهر طيسفون به قشلاميشى مىآمدهاند . چون سلاطين عجم تمام سال را در يك شهر زيست نمىكرده فصل زمستان و پائيز را به شهر شوش و بابل آمده در آنجا به سر مىبردند و تابستان را به همدان و ييلاق ديگر مىرفتند اشكانيان هم به سبك ايشان حركت نموده و به اين واسطه به عقيدهء بعضى طاق كسرى را در شهر طيسفون بنا نهادند . با اينكه وضع بنائى طاق از حيثيت وسعت و قطر جدار و رو به جنوب بودن ، هوا را طورى دارد كه حاجت به ييلاق رفتن نيست ديوار شهر از خشت خام و قطر و ارتفاعش زياد بوده و به رسم بنائى قديم هرچند خشت كه بر روى هم مىگذاشتند به جهت استحكام بنا جگن و حصير بر روى آن ريخته دوباره خشت مىچيدهاند . آنچه از ديوار شهر نزديك دجله بوده با خشت پخته بنا كرده و به عوض آهك ، گچ و قير به مصرف آن رسانيده بودند .
شهر قديم سلوسى كه از آن آثار معتبرى باقى نيست ششصد هزار نفر جمعيت داشته و علت باقى نماندن آثار از اين شهر و از طيسفون همان علتى است كه براى ويرانى آنها ذكر شد . الحال اعراب خرابههاى شهر سلوسى را « اسوار » مىنامند . چون اسوار در لغت عرب جمع سور و سور به معنى
هامش
( 2 ) -selucie .