ديوار شهر است . و نيز آثار ديوارى از اين شهر باقى است كه به اين اسم ناميده باشند و الا اسم قديم آن اسوار نبوده و ما آنچه مورخين يونانى در باب اين شهر نوشتهاند را بعينه نقل مىنمائيم :
بانى اين شهر سلوكوس نيكاتور يعنى سلوكوس فتاح است كه سردار اسكندر بود و بعد از فوت اسكندر بلاواسطه در سيصد و دوازده قبل از ميلاد مسيح در ايران و عربستان و فلسطين و شام سلطنت يافت و نهر الملخا - يعنى نهر الملك - را از فرات سوا كرده از وسط اين شهر گذرانيد و مصالح اين شهر را بتمامه از خرابههاى بابل به اينجا نقل كرد .
وضع شهر به شكل عقابى بوده كه بالهاى خود را باز كرده . اين شهر آن وقت از انطاكيه و دمشق بزرگتر بوده مجلس شوراى ملتى مركب از سيصد نفر اجزاء در اين شهر منعقد مىشده وقتى اشكانيان بر اولاد سلوكوس نيكاتور غلبه كرده مالك عراق عرب شدند زمانى كه قيصر روم - تراژان - قشونى از روم كبرى به قصد جنگ يكى از سلاطين اشكانى به عراق عرب كشيد جوليوس « 1 » - سردار قيصر - يك قسمت شهر سلوسى را در يكصد و شانزده بعد از ميلاد آتش زد و قسمت ديگر را « سور » « 2 » كه نيز يكى از قياصرهء روم بود در سنهء يكصد و نود و هشت قبل از ميلاد خراب كرد . معروف است كه وقتى كه لشكر سور شهر سلوسى را غارت مىكردند به عمارتى رسيدند كه گنبدى در آن عمارت بود و درى از آهن بر آن نصب ديدند . در را شكسته داخل شدند . دريچهاى از آهن ديدند كه به زمين قرار دادهاند . يقين كردند كه دفينهاى در آنجاست .
به زحمت زياد دريچه را گشودند . هواى عفنى از دريچه خارج و متصاعد شد و احداث طاعون سختى كرد كه آن طاعون تا فرنگستان سرايت نمود و جمعيت بسيارى از اهل فرنگ را كشت . گويند كلدانيان كه در علم سحر مهارت كامل داشتهاند طاعون را در سردابهاى كه دريچهاى به آن نصب شده طلسم كرده بودند . اگرچه اين قول سخيف و از عقايد باطلهء عوام است ، ولى چون در تاريخ نوشته بودند تبعيت شد . معروف است اهالى اين شهر كه پرستش ارباب انواع مىنمودند با يهوديها كه در اين شهر سكنى گرفته بودند عداوتى پيدا كرده يك روز پنجاه هزار نفر از آنها را
هامش
( 1 ) -Julius .( 2 ) -Septime Severامپراطور روم از سال 193 تا 211 ميلادى .