كه با اهالى مكالمه مىكند و اشعار مشعر بر اين مطالب است :
و المنايا مواثل و انوشيروان يزجى * الصفوف تحت الدرفس
فى اخضرار من اللباس على اصفر * يختال فى صبيغة ورس
و عراك الرجال بين يديه * فى خفوت منهم و اغماض جرس
من مشيح يهوى به عامل رمح * و مليح من السنان بترس
وقتى جلال الدولهء ديلمى به ايوان كسرى رفته و به خط خود اين دو بيت را در ايوان نوشته :
يا ايها المغرور بالدنيا اعتبر * بديار كسرى فهى معتبر الورى
غنيت زمانا بالملوك و اصبحت * من بعد حادثة الزمان كما ترى
مؤلف گويد از فقراتى كه در مطاوى نظم و نثر مورخين و فضلاى عجم ديده شده چنين مستفاد مىگردد كه عقيدهء ايشان اين بوده كه طاق كسرى از بناهاى انوشيروان عادل است . چه در ساسانيان اين پادشاه به وصف عدل و نيكوكارى علم است . ظهير فاريابى گويد :
جزاى حسن عمل بين كه روزگار هنوز * خراب مى نكند بارگاه كسرى را
خاقانى شيروانى گويد :
هان اى دل عبرت بين از ديده نظر كن هان * ايوان مداين را آئينهء عبرت دان
يك ره ز ره دجله منزل به مداين كن * از ديده دويم دجله بر خاك مداين ران
گهگه به زبان اشك آواز ده ايوان را * تا بو كه به گوش دل پاسخ شنوى ز ايوان
دندانهء هر قصرى پندى دهدت نونو * پند سر دندانه بشنو ز بن دندان
گويد كه تو از خاكى ما خاك توايم اكنون * گامى دو سه برمانه اشكى دو سه هم بفشان
ما بارگه داديم اين رفته ستم بر ما * بر قصر ستمكاران تا خود چه رسد خذلان
ديگرى گويد :
چه عجب گر به قرنها پايد * هر بنا را كه عدل بنياد است
گشت ويران مداين سبعه * طاق كسرى هنوز آباد است
نواب و الا معتمد الدوله در جامجم نوشتهاند : ايوان كسرى در شهر طيسفون - كه يكى از مداين سبعه است - در مقابل سلوشيه ( سلوسى ) كه آن نيز از مداين سبعه مىباشد واقع و بعض ديگر گويند ايوان در اسبانبر كه اعراب آن را اسفانبر گويند و در حرف الف و سين ذكر شد بوده . بهرحال بناى آن از خشت پخته و در سمت شمال دجله و ربع فرسخ