بكشتند . نهر الملك كه از وسط شهر مىگذشته تغيير مجرا داده موافق نقشهاى كه ملحوظ شده شهر سلوسى را در دو سمت دجله بنا كرده بودند و قسمت عمدهء شهر در سمت شمال بوده و قسمت ديگر در جانب جنوب و الحال در آن محل كه خرابهء شهر طيسفون است آثار قديم شهر سلوسى نيز برپاست يا شايد اين دو شهر توأم بودهاند . اگرچه در نزديكى شهر طيسفون خرابهء شهر كش هم ديده مىشود ولى محتمل است كه كش شهر علىحده نبوده و از محلات خارج شهر طيسفون بوده است . اعراب در زمان خلفا شهر سلوسى را « ضريران » مىگفتهاند . بناى شهر طيسفون را بهرام اشكانى كرده خسرو پرويز عمارات عاليه كه از جمله همين طاق كسرى است در آنجا ساخته است . سلاطين اشكانى در عرض سال اكثر چند ماهى در طيسفون توقف مىكردهاند . عظمت شهر طيسفون به درجهاى بوده كه امپراطور سور بعد از فتح اين شهر صدهزار نفر اسير تيسفونى به روم برد . در عهد خسرو پرويز بر ديوارهاى ايوان پردههاى مرصع و زرى آويخته بودند و در زير ايوان سردابهها بود كه مملو از طلا و نقرهء مسكوك و جواهرآلات و ادويهجات گرانبها بود .
مؤلف گويد مورخ در زينت طاق كسرى نبايد چندان اغراق كرده باشد . زيرا بعد از آنكه سعد وقاص مداين را فتح كرد و شهر طيسفون و ايوان كسرى را متصرف شد از غنايمى كه به چنگ لشكر اسلام آمد موافق مسطورات و عقيدهء جميع مورخين يكى بساطى بود ابريشمين كه شصت گز در شصت گز و اطراف آن به زمرد ترصيع يافته بود و هجده ارش « 3 » از آن بساط به جواهر غير مكرر مزين بود و چون حواشى و جوانب اين بساط را به اصناف رياحين و ازهار و انواع اشجار و اثمار از جواهر نفيسه مرصع كرده بودند آن را « بهارستان » مىناميدند . اين بساط را كه به مدينه بردند و قطعهقطعه كرده تقسيم نمودند آن قطعه را كه به خدمت حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب - عليه السلام - فرستادند حضرت آن را به بيست هزار درم و به قولى بيست هزار دينار بفروختند .
بالجمله سه هزار زن و دوازدههزار خادمه در اين عمارت سكنى داشتند . ولى خسرو پرويز به هيچيك از اين پانزده هزار زن كه بهترين و صاحب حسنترين نسوان و جوارى ايران و عربستان و تركستان و
هامش
( 3 ) - ارش واحد طول و مساوى است با اندازهء از سر انگشت ميانهء دست تا آرنج كه تقريبا نيممتر مىشود .