تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
رودخانه پهلوى ايروان ماهيهاى خوب بخصوص قزل‌آلا صيد مىكنند . درياچهء شيرين در ده فرسخى ايروان و در سمت تفليس مىباشد . دور اين درياچه تخمينا بيست فرسخ و در سمت شمال ايروان است . ماهى قزل‌آلا در اين درياچه به بزرگى يك ذرع ديده شده . در وسط اين درياچه جزيره‌اى است كه در آن كليسائى است كه نهصد سال قبل از اين ساخته شده . سرچشمهء رودخانهء زنگى از اين درياچه است . ارامنه را عقيده آن است كه ايروان از شهرهاى قديمى دنيا و بهشت روى زمين كه گفته‌اند همين شهرست . از قرار كتابى كه شاردن در كتابخانهء اوچ كليسا ديده مسطور است اسم قديم ايروان « واقار شاپاط » بوده و واقار اسم يكى از سلاطين ارمن زمين و معنى شاپاط به زبان ارمنى ، شهر است . موساى خرن « 1 » مورخ و جغرافىدان معروف در سنهء چهارصد و يك بعد از ميلاد كتابى در تاريخ ارمن تأليف كرده و در آن تاريخ اسم ايروان را « والارساپاطا » نوشته و عقيدهء اين مورخ اين است كه والارسس بن تيقران پادشاه ارمن زمين در اواخر مائهء دويم بعد از ميلاد بناى اين شهر را نمود . تفصيل اين‌كه مادر اين پادشاه وقتى كه به اين پادشاه حامله بود به محلى كه شهر ايروان در آن بنا شده رسيد و آنجا وضع‌حمل او شد . والارسس در محلى كه متولد شده شهرى بنا كرد . در تواريخ قديم ايران ، در اخبار قبل از هجرت ، اسمى از ايروان نيست . به‌زعم بعضى مورخين اين شهر چندان قديمى نيست به علت اين‌كه خرابه‌هاى كهنه كه دال بر قدمت آن باشد در اطراف او ديده نمىشود . سلطان مراد سيم پادشاه عثمانى در هزار و پانصد و هشتاد و دو مسيحى مطابق با نهصد و نود هجرى ايروان را فتح نمود . حصار شهر از بناهاى اوست . شاه عباس بزرگ در هزار و ششصد و چهار مسيحى مطابق با هزار و سيزده هجرى از عثمانى اين شهر را پس گرفت و در استحكام قلعهء آنجا كوشيد . مجددا عثمانيها در هزار و ششصد و پانزده مسيحى مطابق با هزار و بيست و چهار هجرى ايروان را محاصره كرده چهار ماه دور اين شهر نشستند و آخر الامر بىنيل مقصود بازگشتند . بعد از فوت شاه عباس بزرگ كه ايران قدرى هرج‌ومرج شد عثمانيها فرصت غنيمت شمرده قلعهء ايروان را از دست لشكريان ايران گرفتند تا در زمان سلطنت شاه صفى اول كه سلطان مراد چهارم پادشاه عثمانى بود
هامش
( 1 ) - متن : « موساى قرن » .
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 183 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى