تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
يا اين قلعه وضعش براى اين شده بوده است كه جز عمارت حاكم‌نشين به تنهائى كه آثارش باقى است عمارتى در اين قلعه نبوده است . هنگام غلبهء دشمن خارجى بر بلوك ورامين تمامى اهالى اين بلوك اغنام و احشام خود را جمع كرده در زير سياه چادر نشسته در اين قلعه متحصن مىشدند . عرض خندق كه حالا پر است اما از آثار معلوم است خندقى از قديم بوده . آنچه حالا مىتوان معلوم كرد سى ذرع است . سى و چهار برج در سمت جنوب دارد . بروج اطراف ديگر نشد شمرده شود . مجراى قنات ديگرى در سمت مشرق نزديك به ديوار شرقى پيداست كه به عسكرآباد مىرود و در جسم ديوار حجرات كوچك‌كوچك بوده است كه به جهت منزل مستحفظ قلعه است و غالب بناى اين ديوار از خشت خام است خشتهائى كه هفت گره عرض و طول و دوگره قطر آنهاست و در اين خشتها دو چيز ديده مىشود كه خيلى تازگى دارد : يكى اين‌كه كاه نرم در وقت گل ساختن به جهت ماليدن خشت داخل گل نموده‌اند به جهت استحكام ، ديگر اين‌كه در جميع خشتها بدون استثناء علامت پنجهء آدمى است كه فرو به قطر خشت برده‌اند . در بعضى آثار پنج انگشت تمام در بعضى دو سه الى چهار و اين علامت آنچه به حدس آمده است اين است كه خشت‌مالهاى زياد مشغول خشت‌مالى بوده‌اند . عصر هر روز كه خشتها را مىبايست تحويل بدهند با انگشت خود علامتى بر روى خشتها مىگذاشتند كه مشتبه به‌هم نشود و معلوم شود هركس چند عدد خشت زده است . وضع طلاق زدن با خشت بر خلاف طرز معمول حاليه است . به‌جاى اين‌كه خشت را يا آجر را چنان‌كه رسم است پهلوى هم بچينند كه قطر آجر در طاق قرار بگيرد از آثار اين قلعه چنين معلوم مىشود كه خشت را به‌طور سطح بر روى هم مىگذاشتند و طاق مىزده‌اند به اين معنى كه هريك خشت را قدرى پيشتر از خشت زيرين گذاشته تا آخر كه به‌هم وصل مىشده . آثار نهر قديمى پيداست كه يك قسمت عمدهء آب جاجرود را به اين نهر انداخته از وسط اين قلعه جارى مىساخته‌اند و در وقت لزوم هم به خندق دور قلعه آب مىانداخته‌اند . مؤلف گويد : اورمزد به زردشت در كتاب اول و انديوداد كه يكى از كتب زند و اوستاست مىگويد مرتبهء چهارم به جلد بشريت در آمدم همان بشريت كه خود خلق كرده بودم . به بنى نوع بشر مسكن و منزل