تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
جمعيت شهر ايروان و اطراف تقريبا شصت و پنج هزار است . درياچهء ايروان كه سرچشمهء زنگىرود و سابق ذكر شد موسوم به گوگچه يا گگجه ييلاق است . از جمله مهمات مطالب تاريخى متعلق به ايروان اين است كه در عهد سلطنت شهريار مبرور ماضى محمد شاه غازى طيب الله تربته ، اين شاهنشاه جم‌جاه « 1 » - شرفنا الله و جميع المسلمين به طول بقاءه - كه سمت وليعهدى دولت ابدمدت عليه را داشتند ، در سال هزار و دويست و پنجاه و سه كه موكب شاه مبرور روانهء هرات شده بود از تبريز به ايروان به ملاقات اعليحضرت امپراطور نيكلاى رفتند . روز بعد از ورود اعلى ، صداى يازده تير توپ كه نشانهء ورود امپراطورى است بلند شد . به اندك فاصله بارون روزن از جانب اعليحضرت امپراطور به احوال‌پرسى حضرت وليعهد آمده اظهار بشاشت نمود و معروض داشت كه فردا نه ساعت از دسته گذشته اعليحضرت امپراطور منتظر ديدار شماست . روز ديگر ، در وقت مقرر و مسطور ، كالسكهء مخصوص آورده حضرت وليعهد را در آن كالسكه نشانده با هفت نفر از ملازمان حضرت كه سواره در موكب مسعود بودند روانه شدند و در اطاق مجاور منزل مخصوص امپراطور فرود آمدند . ناگاه اعليحضرت امپراطور درى از درهاى اطاق خود را گشوده وليعهد را از صندلى برداشته دربر گرفتند و به اطاق خاصهء خود بردند . عيسى خان قاجار خالوى حضرت وليعهد نيز بىفاصله از قفاى ايشان در آمده امپراطور ديگرباره در را ببست و حضرت وليعهد را بر زانوى خود نشانده مهربانى كرد و انگشترى الماس كه صورت اعليحضرت امپراطور را در آن نقش كرده بودند از انگشت خود بيرون آورده در انگشت وليعهد كرد . ديگر باره اعليحضرت امپراطور در را گشوده ساير ملتزمين ركاب مستطاب حضرت وليعهد را بخواست و امير نظام را به واسطهء درد پا اذن جلوس داد و به شاهمير خان ديلماج « 2 » فرمود كه از امير نظام معرفى همراهان حضرت وليعهد را بخواه . امير نظام يك‌يك را معرفى كرد . اعليحضرت امپراطور به هريك تلطف كرده نشان مرحمت فرمود و ايشان را مرخص كرد . محمد طاهر خان وكيل ، كه حامل هداياى شهريار مبرور ماضى محمد شاه
هامش
( 1 ) - يعنى ناصر الدين شاه . ( 2 ) - به معناى مترجم .
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 186 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى