تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
تابع كسى نيست و در وسط كوهستانى واقع است كه برف زياد در آن مىآيد و از آن برفها به اهواز و توابع آن حمل مىنمايند . آب خوردن ايذج از چشمه‌اى است كه معروف به چشمهء شعب سليمان است . زراعتشان به آب باران مشروب مىشود . خربزهء آن فراوان و خوب است . پل ايذج از عجايب دنيا شمرده شده است . زيرا كه با سنگ ساخته شده و بر روى رودى است كه خشك و بسيار عميق و بعيد القعر است . در ايذج زلزله بسيار مىشود و معادن در آن بسيار است . نوعى از قاقله « 1 » در آن يافت مىشود كه عصارهء آن براى مرض نقرس نافع است . آتشكده‌اى از قديم در آن و تا عهد هارون الرشيد برپا بوده . در دو فرسخى ايذج صورى « 2 » است . اين محل به فم البواب مشهور است . انسان و حيوانى كه در اين گرداب بيفتد دور مىزند تا هلاك مىشود . بعد از آن جسدش بدون اين‌كه زير آب برود با آب روان و به شط العرب مىرود و اين عدم رسوب و غلبه نكردن موج بر جسد از عجايب است . خراج ايذج را پيش از نوروز مىگيرند بر خلاف معمول ساير ولايات از نيشكر در ايذج و ساير مواضع خوزستان از هر ده من چهار من حق ديوان است . قند را در ايذج به رسم مكران و سجستان مىسازند . در يكى از غرفه‌هاى يكى از كاروانسراها كه در منازل ميانهء اصفهان و ايذج است اين دو بيت مكتوب است :
قبح السالكون فى طلب * الرزق على ايذج الى اصفهان ليت من زارها فعاد اليها * قد رماه الاله بالخذلان
ابو سعيد گفته است ايذج دو موضع است : يكى مذكور شد و جمعى از اولاد مهدى بن منصور به اين ايذج منسوبند و يكى ديگر قريه‌اى است در حوالى سمرقند نزديك كوه . در آثار البلاد گفته : در ايذج خوزستان درياچه‌اى است معروف به فم البواب به وضعى كه ذكر شد . پل ايذج را « پل خره‌زاد » مىگويند و خره‌زاد نام مادر اردشير است . اين پل بر روى وادى « 3 » خشكى است كه آب ندارد مگر در وقت باريدن باران كه در
هامش
( 1 ) - قاقله گياهى است از تيرهء هل ، هل سيلانى . ( 2 ) - صور به فتح صاد مجمع انهار و هر آبى است كه دور بزند ، مقصود گرداب است ( ا ع ) . ( 3 ) - وادى گشادگى در ميان كوهها يا قله‌هاى ريگ يا پشته‌هاست و آن را به فارسى رود گويند و جمع آن اوداء و اوديه و اوداة به قصر آخر و اودايه است ( ا ع ) .