تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
نبوده چون به واسطهء اين سد اراضى زيادى را مشروب مىكرده انواع زراعتها به وفور آنجا به عمل مىآمده و كليهء حاصل در سوق الاهواز جمع مىشده و به فروش مىرسيده است . چون از هر قبيل مردم از اطراف ايران و عربستان بلكه تركستان به جهت مبايعه به اين شهر مىآمده‌اند به اين اسم موسوم شده و نيز يمكن كه در اوقات و ايام معينى اين سوق داير بوده چنان‌كه الآن بازار مكاره در خاك روس در اوقات معين داير است و به جهت ازدحام و توقف ارباب معاملات و سرپناه ايشان علاوه بر اسواق ، بيوتات نيز بنا شده باشد . هردوت در تاريخ خود شط كرند را « كند » مىنويسد و در شرح حال كيخسرو بزرگ چنين نوشته است : كيخسرو به جهت تسخير بابل از اين راه با قشون خود عبور مىكرد . چون به ساحل كند رسيد و خواست از رودخانه عبور كرده بدان سمت رود ، آب به قدرى زياد بود كه بدون امداد سفاين عبور محال بود . اسب سفيد خاصهء پادشاه را كه لب شط آب مىدادند از دست مهتر ، خود را رها كرده وارد شط شد . طغيان آب اسب را پيچانده گرفتار امواج متكاثره گرديد و تلاطم مياه او را نابود نمود . كيخسرو از اين قضيه متالم شده گفت قبل از فتح بابل اين شط را تنبيه خواهم نمود و طورى او را ذليل خواهم كرد كه نسوان و اطفال از او پياده عبور كنند . لهذا يك سال در محلى كه بعد اهواز بنا شد اردو زده قشون خود را دو قسمت نمود : يك قسمت به اين سمت شط و قسمت ديگر را به آن سمت عبور داد و حكم كرد كه در هر طرفى يكصد و هشتاد نهر از شط جدا كرده به صحرا برند . به اين جهت از دو جانب شط سيصد و شصت نهر جدا كرده بودند . مؤلف گويد اين روايت به افسانه شبيه است . اما ممكن است كه كيخسرو به جهت آبادى خوزستان اين كار را كرده باشد .

ايج [ مع - مر ] :

شهرى است در اقصى بلاد فارس . حاصل و ميوهء آن زياد و باغات بسيارى دارد و ميوه‌هاى خوب از آنجا به جزيرهء كيش مىبرند . از خاك دارابجرد است و فارسيان آن را « ايگ » مىنامند .

ايذج [ مع - مر ] :

به ذال معجمهء مفتوحه و جيم ، الكه و بلدى است ميان خوزستان و اصفهان و در اين الكه شهرى به معتبرى ايذج نيست . حكمران اين الكه