تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
كه از اين سد آباد است مىباشد و از مسافت بعيدى صداى آب شنيده مىشود . كشتيهائى كه از محمره به شوشتر مىروند ، بزرگ يا كوچك ، وقتى كه به حوالى سد مىرسند لابد اشيائى كه در آن حمل شده بايد خارج شود و كشتى را با دوش از سد بگذرانند و به آب انداخته آن‌وقت مجددا اشياء را به كشتى آورده به شوشتر برسانند . بارى شهر سوق الاهواز از جهت طول يك فرسخ و نيم و از جهت عرض سه ربع فرسخ و بيشتر آبادى شهر به‌سمت رامهرمز بوده و آثار خرابى در همان سمت زياد و بناها را از سنگ و آهك مىساخته‌اند . در اطراف خرابه‌هاى اين شهر سنگهاى مدور بزرگ ميان سوراخ ديده مىشود كه مخصوص فشار نيشكر بوده چنان‌كه حالا هم در مازندران موجود و داير است . در نزديك اهواز بالاى تپه عمارات خرابى است كه اعراب قصر مىنامند . در آن خرابه‌ها بعضى سرستونهاى مرمر شبيه به سرستونهاى تخت جمشيد ديده مىشود . اين قصر در يك فرسخى مشرق رودخانهء كرند آنجائى كه سد اهواز بوده است واقع مىباشد . چون در دو طرف شط آثار آبادى هست معلوم مىشود كه اين سد هم سد و هم پل بوده به جهت عبور و مرور مردم . شهر سوق الاهواز بايد بعد از اسكندر بنا شده باشد . چراكه وقتى كه اسكندر از بابل به شوش آمد از كنار شط كرند گذشت و مع ذلك در تاريخ اسكندر اصلا اسمى از اين شهر نيست و اگر اين شهر آن‌وقت برپا بود و اسكندر از آن گذشته و عبور نموده حتما در تاريخ اسكندر اسم آن ثبت مىشد . درست معلوم نيست كه بانى اين شهر كيست ؟ و در چه عهد ساخته شده ؟ بعضى از مورخين ايران را عقيده اين است كه به سبب بسته شدن سد اهواز چهل فرسخ در چهل فرسخ اراضى حوالى مشروب مىشده و نيشكر زياد به عمل مىآورده‌اند و قند و شكر تمام ايران و تمام عربستان - حجاز و يمن - بلكه تركستان از اهواز مىرفته و اين‌كه در عهد خلفاى بنى عباس نهايت آباد بوده از آن است كه خلفا رفاهيت اهالى آن را متعهد شده بودند در فترت مغول رو به خرابى نهاد و اهالى متفرق و شهر ويران شد . در روضة الصفا مسطور است : سدى در پهلوى اهواز بسته بودند كه بيست و چهار ذرع عرض و دويست و پنجاه ذرع طول و چهار ذرع ارتفاع از سطح داشته و نهرهاى عريض عميق كه هريك به مثابه رودى