تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
ولى سابق عجم پنجاه‌هزار هزار درهم يك مثقالى خراج مىگرفته‌اند . مسعر بن مهلهل گويد چندين رود مختلف در اين مملكت جارى است . از جمله رود ششتر است كه از اين شهر مىگذرد و به وادى عظيمى مىرود و در وادى پلى بر روى آن بسته‌اند و روى پل مسجد وسيعى ساخته‌اند . در كنارهء اين آب آسيابهاى عجيب و دولابهاى غريب ساخته‌اند و اين آب در وقت مدمياه سرخ‌رنگ است و در طرف باسيان به دريا مىريزد . يكى ديگر رود مسرقان است كه آن نيز از آب شوشتر است و از عسكر مكرم مىگذرد . رنگ اين آب سفيد و در وقت مد سفيدتر مىنمايد . شكرى كه در عسكر مكرم به عمل مىآيد بهترين شكرهاى اهواز است . در وادى عظيم سابق الذكر شادروان محكم عجيبى از سنگ ساخته شده به اندازهء مخصوصى كه آب را به‌طور قاعده به چند بخش و تقسيم قسمت مىكند . روبروى شادروان ، مسجد على بن موسى الرضا عليهما السلام است كه در وقتى كه از مدينه به خراسان تشريف مىبردند ساختند . نهر ديگرى در اين مملكت هست كه در اطراف آن از جانب مشرق از پشت وادئى كه معروف است به شوراب جريان دارد و در كنارهء آن آثار ابنيهء سلاطين عجم موجود است . بعضى گويند اهواز را لشكر اسلام به سردارى حرقوص بن زهير فتح كردند و حرقوص از جانب عتبة بن غزوان حاكم بصره به اين فتح مأمور شد . بلاذرى گفته بعد از رفتن عتبة بن غزوان از بصره در آخر سال پانزدهم هجرى يا اول سنهء شانزده مغيرة بن شعبه بر سر سوق الاهواز آمده با پيرواز كه بزرگ آنجا بود مقاتله كرد و بعد صلح كردند به مبلغى . پس از چندى باز اهالى ياغى شدند . ابو موسى اشعرى در وقتى كه خليفهء ثانى او را حاكم بصره كرده بود در سنهء هفدهم هجرى مجددا بر سر سوق الاهواز آمده آن را و نهر تيرى را به غلبه گرفت و اسر و غارت عظيمى كرد . خليفه به ابو موسى نوشت شما نمىتوانيد آن اراضى را مزروع نمائيد اسرا را رها كنيد و خراج براى آنها قرار دهيد . بعد از آن ابو موسى همهء خوزستان را متصرف شد چنان‌كه ذكر هريك در محل خود بيايد . احمد بن محمد همدانى « 1 » گفته اهل اهواز لئيم‌ترين ناس و بخيل‌ترين مردمند و هيچكس به قدر ايشان قوهء تنقل به بلدان و اقامت در
هامش
( 1 ) - يعنى ابن الفقيه مؤلف البلدان .