شير و گاو و اشخاصى كه پيشكشى مىبرند در بدنه و پلههاى پلكانها تكرار يافته . در يسار پلكان مشرقى يك تختهسنگ مجرد افتاده كه چهار ذرع طول و يك ذرع و پنج گره تقريبا قطر دارد و از مجسمهء گاوى كه محاذى پلكان و از پيشانى تا دم آن يك ذرع و چهارده گره تقريبا مىباشد چنين برمىآيد كه در روى آن تختهسنگ مجرد كه در طرف يسار است نيز قرينهء اين گاو مجسمهء گاوى بوده . اين جور مجسمهء گاو در جاهاى ديگر تختجمشيد نيست . طرح و وضع تقسيم اين عمارت مثل همان عمارات است كه سابقا ذكر شد و مىنمايد كه مسكون بوده به اين معنى كه دالان سردر و تالارش ستون مىخورده و دور تالار اطاقهاى ديگر بوده كه به تالار راه داشته . و در پاى بدنهء عقبى عمارت يك مهتابى كم عرضى بوده كه دو فقره پلكان داشته كه بيشتر آنها را از كوه كندهاند .
سطح مسطح تختجمشيد از آن طرف بههمين مهتابى كه لب پرتگاهى است منتهى مىشود . از لب مهتابى تا پائين يك سعهء مسطح ديگر است كه نه ذرع مىباشد . حجاريهاى اندرون عمارت اختلاف كلى با حجاريهاى ساير عمارات ندارد . در دالان جلوخان نسقچى نيزهدار و در روى درب بزرگ صورت پادشاه با خدمه كه چتر و اسباب پرانيدن مگس دارند و در روى جرز يك درگاه مخروبه است كه در گريزگاهى افتاده در آن نيز دو نفر نقش شده است كه از قفاى يكديگر مىروند و گويا اسباب زينت مىبرند . يكى يك شيشه و يك دستمال و يكى ديگر يك سطل دستهدار و يك نوع جام كه به منزلهء مجمره است در دست دارد و هردو سادهرو هستند .
لباسشان مثل غلامبچههائى است كه همراه پادشاه هستند . گويا از خدمهء خاصه باشند و جائى كه قرار دارند مىنمايد كه در خلوتخانهاند . در اين عمارت علاوهبر اينكه مثل ساير عمارات جرزهاى درها را حجارى كردهاند نيز جرزهاى پنجرهها را منقش نمودهاند .
در نزديكى عمارت در يك زمينى كه زيردست عمارت افتاده خرابهاى ديگر هست كه گوئى همين يك اطاق بوده . مبناى ستون در آن موجود و درهايش نيز حجارى شده معلوم مىشود بعد از آنكه يك طرح مخصوص را اختيار كردهاند بعد همه را به همان و تيره ساختهاند . تقريبا در وسط سعهء مسطحى كه خرابهء عمارت روى آن است پنج قطعه سنگ حجارى شده است گويا جرزهاى درهاى يك عمارتى است كه نمىتوان
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 148
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص١٤٨