هشت زوج ستون داشته در روى ستونهاى زوايا هنوز جاى پايهء سقف بدنه روبرو به نظر مىآيد . اما در اندرون عمارت ، در مركز تالار چهارگوشى است كه اطاقهاى كوچك به آن راه دارد . در توى اين تالار آثار شانزده ساقه و مبنا است كه بهطور يقين جاى شانزده ستون زير سقف تالار بوده است . دور تالار درها و پنجرهها داشته كه جرزهايش از سنگهاى سخت با ضخامت بوده كه حالا هم باقى است . شكل جزء به جزء عمارت مستطيل است . همهء در و پنجرهها و غيره عبارت است از دو جرز سنگى بزرگ يكپارچه كه روى آنها يكپارچه سنگ ديگر سوار است كه قطاربندى كردهاند و خط قطاربندى مقعر است . تخته درها و پنجرهها در عرض دوپارچه بوده چنانكه از وضع درگاه معلوم است از جرزهاى سنگى كه باقى مانده مىتوان درك كرد كه در آن بنا دوازده در بوده كه اغلب آن درها هنوز هستند . همه از تو منقش و بعضى قابل شرحاند . از جمله در عمده اين است كه از دالان سردر به تالار راه دارد . روى دو طرف درگاه اين در صورت شخصى مرتسم است كه به يك دست عصا و به دست ديگر دستهء گل « 4 » يا شاخهء درخت ميس دارد . از اينكه دو نفر نوكر بالاى سرش چتر و اسباب پرانيدن مگس دارند گويا تمثال پادشاه است . در بيخ تالار ، دو در ديگر نيز اينطور حجارى شده چنانكه در ديوارهاى ديگر عمارت نقش اين دو در را مكرر كردهاند . در پهلوى صور سلاطين نيز صور سوانح و وقايع قديمهء ايران را كه افسانه مانند است طرح و مرتسم نمودهاند . در روى چند در صورت شخصى است كه جانورى را با خنجر شكم پاره مىكند . نمىتوان فهميد كه هيكل رب النوع يا صورت انسان است . ليكن بهطور يقين از صور ممثلهء مذهبى است . حيوانى كه كشته مىشود در بعضى جاها شير و بعضى جاها گاو و در مواضع ديگر حيوانى است معدوم الخلقه كه سر مهيب و گوشهاى بزرگ دارد و يك شاخ در پيشانى اوست . دستهايش شبيه به دست شير و پاهايش مانند چنگال عقاب ، بدنش پر دارد و ذوجناحين است . كفلش منتهى به دمى است مانند دم عقرب . بعضى دم اين حيوان را سهوا دنبالهء مهرهء كمرش پنداشتهاند .
ولى چنين نيست بلكه مخصوصا هر عضو از اعضاى اين حيوان را شبيه
هامش
( 4 ) - به اغلب احتمال گل نيلوفر آبى است كه مقطع عرضى آن نيز به عنوان يك نقش تزئينى در تختجمشيد فراوان است .