اتصال دارند . دو بال منبسط و يك دم چترى هم به دايره وصل كردهاند كه شبيه به دم عقابى است كه پرواز مىكند . اين نوع نقش بعينه و گاهى هم به اختلاف كمى در جاهاى ديگر مكرر ديده شده اما حجارى ساير قطعات بهطورى فرسوده شده است كه نمىتوان تشخيص داد .
از باقيماندهء اين عمارت به ظهور مىرسد كه جميع محسناتى كه به مرور در عمارات ديگر ديده شده در اين يك عمارت جمع بوده و در ميان عمارات تختجمشيد نيز از حيث عظمت و شكوه و قشنگى ممتاز بوده اگر چه در حالت انهدام مشهود و طرف پائين خراب است . ولى حجاريهاى بالا محفوظ و از زير خاك نيز حجاريهاى خوب به دست آمده است . اين قصر به دو قسمت معين منقسم و عبارت بوده از يك تالار بزرگ در جلو و يك سردر وسيع در سمت شمال و براى مزيد شكوه و عظمت سردر ، در جناحين ، مجسمهء يك گاو بسيار بزرگ قرار داده بودند كه دو ثلث تنهء گاوها كه تقريبا چهار ذرع مىشود از رديف اول ستونهائى كه زير سر در زده پيشآمده و حسن اين پيشآمدگى اين بوده كه گاوها را مجزا و نمايان مىكرده و بر محسنات سردر مىافزوده . اين سردر نيز سيزده ستون بزرگ داشت كه سر هر ستونى را به شكل دو نيمتنهء گاو حجارى كرده بودند .
در رواق سردر دو در بزرگ بوده كه از آنجا به اندرون عمارت وارد مىشدند . در هريك از سه بدنهء ديگر عمارت هم دو در بوده كه به توى حياط راه داشته كه من حيث المجموع هشت در داشته است . از جرزها و پارهء قطعات كه به تركيب نقل ( ؟ ) كود كرده و باقى هستند مىتوان درك وضع عمارت را نمود و از حجارى همين جرزهاست كه كمال امتياز و زينت و قشنگى قصر معلوم مىشود . روى همهء جرزها بدون استثنا اشكال شير و سيمرغ و گاو و جانور معدوم الخلقه سابق الذكر رسم شده و صورت پادشاه را نيز با كمال شكوه حجارى و مرتسم نمودهاند . محض ظهور عظمت در اطراف تخت پادشاه نسقچى متعدد و باجگزاران نقش شده حجارى هيچجاى تختجمشيد مثل اينجا نيست . يحتمل اسكندر در همين عمارت كه صورت پادشاه را به اين عظمت مرتسم نمودهاند در حالت مستى حكم به آتش زدن تختجمشيد كه مجمع هنرهاى قديم ايران بوده نموده باشد . از وسعت زيادى كه ميان چهار ديوار اين تالار مىباشد و موجود نبودن علامت ديوار ديگر مىتوان يقين كرد كه زير سقف تالار ستون
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 150
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص١٥٠