مىشود محقق مىگردد كه عمارتى كه در آنجا برپا بوده بعد از حجاريهائى كه بر آن نصب است ساخته شده و احجار مرتسمه را از عمارات قديم آورده و اينجا به كار بردهاند . شخص از مشاهدهء اين اوضاع متحير مىماند و نمىداند كه آيا تختجمشيد تماما در عهد اسكندر منهدم شده يا قبل از اسكندر هم كسى به تخريب آن اقدام نموده ؟ چيزى كه در اين باب از تواريخ معلوم نمىشود بلكه محقق و مرقوم [ است ] اين است كه از پادشاهانى كه بعد از سيروس ( كيخسرو ) « 5 » وراثتا مالك تخت و تاج ايران بودهاند تا زمان اسكندر كسى بر دولت عجم غلبه نكرده و ممالك ايشان را تصرف و منهوب و منهدم ننموده . احتمال مىرود كه سران لشكر اسكندر - كه پس از دارا بهجاى او جلوس كردند - در تختجمشيد از خرابهء قصر دارا قصرى براى خود بنا كرده باشند . مؤيد اين عقيده مصالح نامناسبى است كه در اغلب مواضع تختجمشيد - خاصه در عمارتى كه نزديك است - به كار رفته . چه در اين مواضع در زير قطعاتى كه برپا مانده بعضى سنگهاى حجارى شده در بنيان عمارت به كار رفته كه معينا از عمارت ديگر بوده كه پيشتر ساخته بودهاند . اگرچه در فقرات مسطوره نيز شبهه و ترديدى نيست . ولى صريح و يقين اين عمارت آخرى كه بعضى الحاق دارد در همان عصرى ساخته شده كه تختجمشيد را ساختهاند . شكى نيست كه عمارات مختلفهء تختجمشيد اگر در مدت سلطنت يك پادشاه واحد ساخته نشده اقلا در يك عصر بنياد آن را نهادهاند و حجاريهاى آن تغيير نكرده و يك سليقه داشتهاند چنانكه در وضع و نقش و غيره مناسبت تمام باهم دارند . اما بنائى كه در اينجا ذكر آن را مىكنيم معتبرترين عمارات تختجمشيد است و از روى آن وضع و جزئيات مجموعهء حجاريها را مىتوان قياس كرد . طول آن هفتاد و دو ذرع و عرض آن شصت و پنج ذرع بوده است . در جلو عمارت يك مهتابى مثل جلوخان بوده كه در معتبر عمارت در آن باز مىشده . دو رشته پلكان مثل پلكانهائى كه ذكر شد در طرف مشرق و مغرب بوده كه به وسيلهء آنها به جلوخان وارد مىشدهاند نقش و رسم نسقچى و لوح و
هامش
( 5 ) - يونانيان ، كورش را با الفباى خود به صورتcyrosمىنوشتند و كورس مىخواندند . زيرا حرف« Y »در يونانى « او » تلفظ مىشود . اما در زبانهاى اروپائى كه« Y »به صورت « اى » تلفظ مىشود نام كورش به صورت سيروس درآمده . از آن گذشته اعتماد السلطنه ، كورش هخامنشى را با كيخسرو كيانى منطبق دانسته .