فهميد چه وضع داشته . نقش سنگها نزديك به همانطورهاست كه ذكر شد .
در روى دو قطعه صورت پادشاه است كه با دست راست عصاى بلند و با دست چپ يك دستهگل و يك دانه گل درخت ميس دارد . روشى موقر و لباسى ساده و قبائى بلند پوشيده كه از جنبين قدرى برجسته است و از طول چين زياد مىخورد . اما از جلو و عقب روى پاها را پوشيده و چين كمانى خورده كمربندى به كمر بسته كه يك سرش از جلو آويزان است آستينهايش گشاد و چينچين تا مچ دست است . تاجى دارد كوتاه كه عرض طرف بالاى آن بيشتر است از پائين و گيسوانش بلند و در پشت گردن دستهدسته و حلقهحلقه به نظم آويخته است . محاسنش نيز بلند و در گونهها مجعد است . اما در زير زنخ اين ريش تا وسط سينه بر چند رشته قسمت شده به قسمى كه يك در ميان گونه يك رشته صاف و يك رشته مجعد است .
چيزى بالاى سر پادشاه نگاه داشته يك نفر ديگر بالادست چتر و اسباب پرانيدن مگس دارد و حركت مىدهد و در دست چپ چيزى دستمال مانند دارد كه گويا اكليل سلطنت است . لباس خدمه كه از قفا مىآيند نزديك به لباس سلطان است . گويا در آن عصر وضع لباس شبيه بوده و اسباب امتياز همان تفاوت پارچه بوده . گيسوان خدام بلند و حلقه حلقه اما ريششان كه نيز مجعد است كوتاه و تا زنخ است . گويا ريشهاى ايشان براى امتياز كوتاه بوده چنانكه يك فرقه از خدام ديده مىشود كه حق ريش بلند نداشتهاند . اهالى مشرقزمين هميشه ريش بلند را مايهء امتياز مىدانسته . در حجاريهاى كردستان نيز امتياز پادشاه از خدامى كه اطرافش هستند به محاسن بلند است . آندو غلامبچهء سابق الذكر يك نوع شبكلاه مسطحى در سر دارند و به گوشهاى ايشان حلقههاى بزرگ آويخته است كه دليل عبوديت است . بالادست پادشاه و همراهان او نقش مهر « 6 » است كه تركيب و هيئت او مشترك از انسان و طاير است و متصل است به دايرهاى كه به آن نوارها آويخته و سر نوارها مثل حلقه برگشته در آن نقش انسان را به هيكل و لباس پادشاه حجارى كرده گويا صورت هرمز يا مترا است كه در يونان و رم هم او را تا مائهء چهاردهم مسيحى مىپرستيدهاند . دست راست آن بلند و باز كرده و با دست چپ حلقهاى دارد و تنهء خود را از توى دايره بيرون كرده و همهء اجزاى آن نقش به آن دايره
هامش
( 6 ) - نقش فروهر است نه مهر .