به عضوى از اعضاى حيوانات موذيه قراردادهاند كه مهابتش بيشتر باشد .
در درگاه ديگر ، همان شخص جنگى را نقش كردهاند كه با گاو در زدوخورد است . گاو در حالتى است كه روى دوپا بلند شده است و با دو دستش كه يكى بر روى سينهء آن شخص است زور مىآورد كه او را بيندازد . و ليكن آن شخص با دست راست شاخهاى گاو را گرفته با دست ديگر خنجر به شكمش مىزند . در در ديگر كه يك جرز آن باقى مانده همين شخص را مرتسم نمودهاند كه شير را از زمين بلند كرده و به زور مىخواهد او را خفه كند شير هم بىفايده دست و پا مىزند كه مستخلص شود . اين مرد كه يا رب النوع يا انسان است لباس بلند پوشيده كه چين بسيار دارد و دامن جلو جامه را بالا زده كه پاهايش براى حركت بىمانع و چابك باشد . سر دامن را كه بر روى كتف انداخته تا پشت كمر برگشته گيسو و ريش او منتظم و پاكيزه و مجعد است يك رشته به پيشانى بسته است . پاافزار هم دارد . عارضش كه فى الجمله انقباضى دارد بىشكوه نيست . احتمال دارد نزاع ما بين يزدان و اهرمن را خواسته باشند مجسم نمايند . لهذا اهريمن را به شكل حيوان مهيب نمودهاند . صورت شخص مذكور طورى نيست كه حالت صفحه را مجسم كند . يحتتمل كه مخصوصا اينطور كشيده باشند كه كمال بىاعتنائى آن شخص را به خصم بنمايند . در روى دو در ديگر كه به خلوت راه داشته صورتهاى مناسب با عالم خلوت را مرتسم نمودهاند . در روى جرزهاى هردو درصورت جوانى ساده كه گويا خادم يا غلامبچه بوده نقش كردهاند كه به يك دست يك ظرف و به دست ديگر يك نوع دستمال يا جام دارد .
بعضى درهاى ديگر هم هست كه نقش آنها غير از نقش درهائى است كه ذكر شد و آنها درهائى هستند كه به دالان سردر يا به پلكان كوچك باز مىشوند . در آنجا حجار صورت نيزهدارها را كه كشيك مدخلهاى عمارت را مىكشند رسم نموده . در چند قدم فاصله به عمارت آخرى - كه شرحش داده شد - در روى زمين مبناى ستونهاى متعدد است و در زير دست اين زمين ديوارى است مخروبه كه روى آن شير و گاو و نسقچى نيزهدار حجارى و مرتسم شده در رشتهء دنبالهء ديوار يك قطعهاى است كه هشت صورت كه پوست شير پوشيدهاند و دندان فيل دارند مرتسم شده . وقتى كه اين حجاريهاى ناقص غير مرتبط ملاحظه
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص١٤٦