باقى بوده نيز در عقب ستونهاى واقع بعد از پلكان كه مشروح شد يك عمارت ديگر است كه مسكون بوده . اين بنا مستطيل و بر روى سكوئى ساخته شده كه سه ذرع ارتفاع داشته . بعضى در و پنجرهاى هست كه جرزهاى آن خراب نشده خود آنها هم باقى مانده جرزهاى درگاهها نيز باوجود لطمات ايام برقرار است . اما ديوارهاى فاصل ما بين جرزها به كلى منهدم است . گويا مصالح آن چندان معتبر نبوده . از ديوارها آنقدر علامت به دست مىتوان آورد كه سبب تشخيص وضع عمارت بشود . در دو بدنهء عمارت دو پلكان دو رديفه بوده كه به در و ديوار پلههايش نيز صورت اشخاصى مرتسم بوده كه پيشكشى به دست دارند . همچنين صورت جنگ گاو و شير و نيزهدارها با سه لوح مرقوم در روى ديوار پلكان بزرگ و يك لوح كوچك در وسط پلكان كوچك است . به پلكان اولى ، دو پلكان ديگر وصل مىشود كه بيست و سه پله مىخورد و در روى هر پلهاى آدم كوچكى حجارى كردهاند در حالتى كه از پله بالا مىرود .
هريك از اين اشخاص يك چيزى در دست دارند كه گويا براى پيشكشى پادشاه است بعضى بزغاله در دست دارند و برخى ظروف ، طايفهاى ديگر چيزى بر روى دوش گرفته درست نمىتوان تشخيص داد كه چه چيز است ظاهرا صندوق است . مناسبت ديگر كه از حيثيت وضع و نقش اين پلكانها با پلكانهاى پاى ستونها دارند اين است كه شير و گاو و شاخهء درخت ميس « 1 » در حالت گل به آنها مرتسم و ما بين لوحها صورت نسقچى با نيزه روى ديوار نقش و حجارى شده . بر بالاى لوح منقوش كه در وسط است نقش طرف پائين ( مهر ) يا ( فروهر ) بوده و اين دو به عقيدهء عجم دو رب النوعند يكى راهرمز « 2 » نام است ديگرى را مترا « 3 » . در دو طرف اين نقش حيوانى نشسته بوده كه پنجههاى او شبيه به پنجهء شير بوده . اين نقش و زينت به آن قسمت از دستانداز مهتابى پلكان كه خراب شده منتهى بوده شاخههاى درخت ميس نقش كرده بودند كه بههم مىپيچيده و تا پلكانها امتداد داشته . از اين پلكان به يك سردرى مىرسيدهاند كه
هامش
( 1 ) - ميس ( به فتح اول ) درخت بزرگى است و نوعى از مويز و قسمى از تاك كه برمىخيزد به يك ساق ( قاموس ) .
( 2 ) - غرض اهورامزداست .
( 3 ) - يعنى ميترا ( مهر ) .