الآن زياده از سيزده ستون باقى نيست . نمىتوان فهميد كه اين بنا به جهت چه بوده و اجزايش چه مناسبتى با هم داشته و از بنيان ستونها معلوم مىشود كه چهار رديف ستون بوده عدد ستون رديف معتبر سى و شش و سه رديف ديگر كه در جلو و جنبين بوده هر يك دوازده ستون داشته حدسا جلوخان عمارت وسط بوده كه نسقچيان و كسانى كه اذن دخول به عمارت داشتهاند در آنجا گردش مىكردهاند تا بار بيابند نه عمارت مسكون و شايد اين عمارت را براى اين بنا كرده بودهاند كه در اعياد دولتى و دينى در آن تقديم شرايط را نمايند . از حيثيت وضع و بزرگى كه اين عمارت راست مىتوان احتمال داد كه معبد يا محل سلام سلاطين بوده . سردر اولى كه جلو تالار واقع در وسط و نيز اين تالار ستونها داشته شبيه به ستونهاى سابق الذكر . اما ستونهاى هرجوقه و ستونهاى سردرهاى جنبين خيلى سادهتر است و سرستونها عبارت است از يك حيوان دو سر كه به اصل ستون سوار است . بر روى ستونهاى دست راست مجسمهء گاو و بر روى ستونهاى دست چپ مجسمهء حيوانى معدوم الخلقه مىباشد كه جز در تختجمشيد در هيچ بنا از ابنيهء قديم يونان و مشرق زمين نظير آن ديده نشده و ايرانيان آن را به تصور و خيال ساختهاند . صورت اين حيوان بسيار مهيب و برآمده و معوج ، دهنش باز و دندانهاى قوى در آن ديده مىشود پيشانيش عريض و يك شاخ روى پيشانى دارد گوشها دراز و پاها مثل پاى شير با چنگال و يك نوع گردنبند پشمى از گوشهاى آن تا روى گردن سرازير است يال هم دارد و در هر ستون دو نيمتنهء اين حيوان سوار است كه پشت آن دو بههم وصل است . مسئلهء مشكلى كه هست اين است كه اين عمارت چگونه منتهى مىشده و چه نوع سقف داشته ؟ چون روى كمر حيوانات قدرى مسطح است مىتوان گفت كه براى قرار پايهء سقف چوبى يا سنگى بوده .
در زير و زبر عمارات هيچنوع سنگ و چوب ديده نشده كه دلالت بر وضع سقف نمايد . قدرى دور تر در سمت راست آثار يك بناى كوچكى است كه مفروز و بر كنار ساخته بودند و آنچه مشهود است هشتپايه و مبناى سنگى است كه ظاهرا ستونها بر آنها سوار بوده از اين مبانى شش به قرينه مىباشند و ما بين اين شش مبنا و دو مبناى ديگر فاصلهاى است كه در وسطش يك سكو است كه گويا روى آن مجسمه يا آتشگاه بوده است .
اين آثار عمارات و ابنيهء معتبر تختجمشيد است كه تا اين اواخر
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 143
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص١٤٣