باشد و شير كه گاو را پاره مىكند عبارت از غلبهء حرارت بر رطوبت و رفع سرماست و شير را بهجاى خورشيد و گاو را بهجاى رطوبت كشيدهاند .
بعضى ديگر برايناند كه صور مرتسمه بيان حالت اشخاصى است كه به معبد مىروند تا قربانى كنند . ولى روايت اعتبارى ندارد . به قدرى كه قدمت تختجمشيد تعريف دارد صنعتى كه در آن شده نيز به همان قدر محل توصيف است . صورتها را پاكيزه مرتسم نمودهاند . مجالس چون قدرى كم حركت ساخته شده چندان گرم نيست . ولى اين فقره چيزى از شكوه حجارى نكاسته چون برآمدگى حجاريها زياد نيست اگر قدرى دور بايستى محسوس نمىشود . بر خلاف مجسمهء حيوانانى كه روى ستونها ساخته شده به قدرى عظيم الجثهاند كه از مسافت بعيدى ديده مىشوند .
حجارى ديوارها را بايد از نزديك و خوب به دقت ديد تا شخص ملتفت امتيازش شود . بخصوص رو به آفتاب هم نيستند كه سايه و روشن اسباب نمود صور مرتسمه گردد و رفع نقص كمى برآمدگى آنها را نمايد . بيشتر محسنات حجارى در صورتهاى نيمرخ است كه بسيار خوشحالت ساخته شده . بعضى از آن صور به چهرهء اهالى جنوب ايران شباهت دارد . حجارى لباس و بعضى از اعضاء از قبيل سينه و پشت ساده و مواضع ديگر را كه توانستهاند آنقدر خردهكاريهاى نازك كردهاند كه تا شخص حجارى ساير جاهاى عالم را نبيند ملتفت امتياز اين دقايق نمىشود . ايراد بزرگى كه بر حجار يا هنر صانع تختجمشيد وارد است اين است كه مقيد تناسب طبيعى نبوده چه در اعضاى انسان و چه در ميان انسان و حيوان . ولى اين عدم تناسب را بايد حمل به هوس و عمد و عادت كرد نه بىعلمى و در هر جاى حجارى قديم ديده مىشود همينطور است . زيرا كه نمىتوان قبول كرد كه چنين هنرمندى اينقدر اهمال در تحصيل و تكميل اين علم نموده كه ندانسته چنين خبطها بكند . چراكه مىبينيم در حجارى بعضى جاهاى مشكل از قبيل چهره و دست و غيره آنقدر پاكيزه كار كرده كه در كمال هنر و استادى حجار ترديد نمىتوان كرد . در نگاه اول اين عدم تناسب زشت و ركيك به نظر مىآيد ولى بعد مجموع را كه ملاحظه مىكنى آن زشتى و ركاكت از ميان مىرود .
همينكه از پلكان مزبور كه جزء به جزء آن مشروح شد گذشتى به قطعهء مسطحى مىرسى كه روى آن ستونهاى قشنگ نصب بوده ولى
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 142
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص١٤٢