ستون است كه شبيه و قرينهء ستونهاى اولى است . احتمال مىرود كه اينجا جاى يكى از سردرهاى عمارت باشد . در خود اين دو ستون آخرى و نيز دو ستون اولى چهار حيوان بزرگ روى چهارپايه تراشيده كه بر ستونها سوارند . سينهء اين چهار حيوان فراخ و هريك بر روى دو دست قوى قائم و رو به جانب پلكانها دارند و سرين حيوانها را تمام ساختهاند .
در دو طرف بالاى ستونها سه لوح است كه روى هريك بيست سطر به خط قديم نوشته شده . ولى خطوط سه لوح شباهتى بههم ندارد . خط لوحى كه بهسمت يمين است و به نظر مشكلتر مىنمايد نهايت شبيه به خطوطى است كه در روى آجرهاى شهر بابل نوشته شده و به حدى به خطوط شهر نينوا نزديك و مشابه است كه گوئى خط قديم كردستان است . اما خطوط لوحهاى ديگر اختلافشان كمتر ولى باز به درجهاى است كه در نظر اول مشخص مىشود كه يك خط نيست . چون در آنوقت كردستان و آذربايجان خراج به فارس مىدادهاند احتمالى كه محققين دادهاند اين است كه اين سه لوح يكى به زبان فارسى و يكى به زبان كردستانى و يكى به زبان آذربايجانى باشد « 3 » . خط فارسى هرجا با خطوط ديگر نوشته شده در محلى شريفتر يعنى در طرف يسار مرقوم است و اين از جهت امتيازى بوده كه اين ملت بر ساير ملل داشتهاند و در هر نقطهء تختجمشيد كه خطى مستور است همينطور بر روى سه لوح است . بالجمله بهطور يقين مىتوان گفت ستونهائى كه در بالاى پلكان نصب است به منزلهء جرز دو در ممتاز بوده و در ميان دو در چند ستون بسيار خوب نصب نموده بودند و از قرار قطعاتى كه از ستونها يافتهاند معين مىشود كه همه بههم شباهت داشته به اين معنى كه اصل ستون و پايهاش به طرز مخطط منقور و به اصطلاح معماران اين زمان « ستون قاشقى » باشد بوده و سر ستون بسيار مرتفع و چند پارچه و تركيب غريبى داشته يك قسمت از سر ستون مثل سر درخت نخل و منقسم به دو قسمت است : يكى از اين دو قسمت حالت شاخههاى خشكيدهء نخل را دارد كه روى بدنهء ستون سرازير است و قسمت ديگر به شكل شاخههاى تروتازهء اين درخت در حالتى كه تازه نمو كرده و از سنگينى اندك خم شده مىباشد . در سمت بالاى اين قسمت شانزده فقره مارپيچ
هامش
( 3 ) - كتيبههاى ميخى غالبا به سه زبان پارسى و عيلامى و بابلى است چه در بيستون چه در تختجمشيد .