شكل يك نفر سپاهى با نيزه و كمان و تركش نقش كردهاند و در يك نمائى كه به شكل مثلث و ما بين زمين و خط انحراف پلكانها واقع است شكل گاو و شيرى از سنگ تراشيدهاند كه شير بر كفل گاو جسته و از گوشت گاو مىكند و حالت گاو را نموده كه اضطرارا در حركت است كه بلكه خود را مستخلص نمايد . قطعات ديوار كه ما بين نماهاى مثلثى شكل و پلكانها واقع است همه به نقشهاى مختلف منقوش و انفصالى نمىيابد مگر به واسطهء سطوح كه براى ارتسام خطوط آماده كرده بودند . ولى از اين سه لوح يكى مرقوم و دو ساده است و ظاهرا وقت انهدام اين بنا هنوز عمارات مقصوده ساخته نشده كه مطالب متعلقه به آن را در دو لوح ساده مرتسم نمايند و بر روى ديوارهء پلكان وسط در دو طرف لوحى كه ساده است چهار شكل بزرگ ساختهاند كه به سپاهى شباهت دارند . لباسشان بلند و چيندار و آستينها فراخ و كلاهى تاجمانند بر سر ايشان است كه بالاى آن فراختر از پائين و تركترك است . نيزهاى پيشرو با دو دست گرفته و سپرى به پهلوى هريك آويخته است . اين قسمت ديوار خراب شده در يمين و يسار اين پلكان ديوار تا پلكان آخرى شانزده ذرع طول داشته و از طرف ارتفاع به سه قسمت منقسم بوده و در هر قسمتى بهطور رديف و صف آدم و حيوان نقش كرده بودند و از حالت همه پيداست كه رو به وسط مىروند . نقشهاى سمت راست با نقشهاى سمت چپ اختلاف كلى دارند چه از حيثيت وضع مجلس و چه از حيثيت لباس و در نظر اول مىتوان دانست كه حالت دو طبقه از مردم را خواستهاند بنمايند . چنانكه در طرف يسار صورت لشكريان و ملازمان پادشاه را نقش كردهاند و در طرف يمين صورت اهل حرفه و صنعت و دهاقين را . و از اختلافى كه در وضع لباسها هست احتمال مىرود كه اينها اشكال ملل مختلفه باشد كه جزء مملكت ايران بودهاند .
اشخاصى كه در صفحهء طرف چپ هستند بعضى لباسشان بلند و آستين فراخ و كلاه تركترك عريض دارند و بعضى ديگر را لباس كوتاه و تا زانو روى شلوار گشادى افتاده و كلاه مدورى به تركيب كلاهخود بر سر دارند .
گيسوانشان مجعد با نظم و يكباره بر روى گردنشان ريخته ريششان منتظم و بهطورى اصلاح كردهاند كه سرهاى آنها تيز است و هريكى را خنجرى مىباشد . اما بعضى آن را به كمر زده و برخى حمايل نموده . يك طايفه هستند كه دستهء گل در دست دارند . معلوم مىشود چنانكه رسم است الآن در اين مملكت بعضى دستهء گل به دست مىگيرند و به دوست و آشنا
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 139
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص١٣٩