تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
نمىساخت طاووس رامشگر يونانى هم كه از اهل آتن بود دست بر حرق عمارات سلطنتى او و اسلاف و اخلاف او نمىيافت تا منتقم حقيقى چه وقت مكافات اين عمل را نيز به طاووس يا اولاد او نموده باشد . فاعتبروا يا اولى الابصار . شعر
چنين گفت داناى آموزگار * مكن بد كه بدبينى از روزگار

شرح تخت جمشيد

در جوار تخت جمشيد كوهى است كه حد مشرقى دشت و به تركيب نيم دايره است . طرف پائينش منبسط و فى الجمله سراشيب است . در آنجا در روى يك قطعهء وسيع مسطحى كه بعضى از آن كوه طبيعى و بعضى ديگر مصنوعى از سنگ كوه ساخته شده خرابه‌هاى تخت جمشيد ديده مىشود كه هنوز شكوه زيادى دارد . الحق عجب مكان شايستهء مناسبى براى ابنيهء سلطنتى بنا كرده‌اند . چه اين قصر كه در اين محل بنا شده معتمد به كوه و از سه طرف يك رشته كوه كه عبارت است از قلل مرتفعه به‌طور كمربند احاطه بر آن داشته به قسمى كه از باد شمال و مشرق كه اسباب اختلاف هوا مىشود محفوظ بوده و وضع آن مورب به‌سمت جنوب و محاذى مىباشد با مغرب و شعاع آفتاب نيز به‌طور مورب در آن مىتابيده و اين تابش نور به اين وضع اسباب تعديل هواى عمارت مىباشد . تخت جمشيد كه بر بالاى قطعهء مسطحى است مشرف به همهء دشت مرودشت است و پادشاه كه به تخت مىنشسته قسمت بزرگى از مملكت خود را مشاهده مىكرده و در مدنظر داشته . از طرف جنوب جبال لرستان او را مشهود و از سمت مقابل كوههاى فارس و از جهت شمال مغرب كوههاى بختيارى و قلعهء اصطخر و از جانب شمال مقابر نقش رستم پيش‌نظر او بوده و همواره مدفن خود را نظاره مىنموده . قطعهء مسطحى كه قصر روى آن ساخته شده از جائى كه سنگ سخت است ارتفاعش كه ده ذرع مىباشد چندان تغييرى نكرده . طول قصر از شمال به جنوب چهارصد و هفتاد و سه ذرع و عرض از مشرق به مغرب دويست و هشتاد و شش ذرع . سطح اين مسطح وسيع به يك ميزان نيست قطعات پست و بلند دارد و هر عمارتى از عمارات تخت جمشيد را روى يكى از آن قطعات ساخته بودند و مشخص