تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
نيست كه اين پست‌وبلنديها به اختيار و براى زيادتى جلوهء چشم‌انداز عمارت بوده يا به سبب سختى زمين مجبورا به اين وضع تن در داده و راضى گرديده‌اند . آخرين پادشاهى كه در اين قصر منزل داشته دارا بوده و از اين قصر به جنگ اسكندر روانه و به چنگ خائنى از صاحب منصبان خود مقتول شد . اگرچه در اين زمان از آن بناى رفيع و بنيان منيع جز قليل آثارى باقى نيست و آنچه بوده از ورود حدثان و لطمات سوانح و صدمات اوقات و مردهور محو و منطمس و عفو و منتكس گرديده ولى هم‌اكنون بقيهء ناچيز آن بزرگتر اسباب حيرت اهل‌نظر و عبرت اولى النهى و الفكر است و محسوس است كه مردم آن عصر تا چه مايه در صناعت و علم ماهر و به چه پايه در هر فنى با حذاقت و قادر بوده‌اند و چگونه عمارات مستحكم عالى بنا مىنموده‌اند كه بعد از دو هزار و دويست سال كه معرض هزارگونه انقلاب و اختلال بوده باز اركان آن برقرار و محل توجه دانشمندان هر ديار است . بالجمله منظر تخت جمشيد باشكوه و محل رغبت خاطر و ميل طباع است و اين از آن است كه دشت نهايت وسيع و معظم و از آن طرف نيز رشته كوه عظيمى مرئى است كه در هر قدمى وضعى جداگانه و مطبوع دارد و چون ساكن و قاطنى در آن نيست كه صوت و صدائى مسموع و حركت و جنبشى مشهود گردد و غالبا هوا صاف و فضا از كدورات خالى است مهيب به نظر مىآيد . كسى كه به تخت جمشيد رود حالت غريبى به او دست مىدهد . از يك‌طرف عمارات سلاطين عجم را مىبيند كه خراب و ويران افتاده از يك‌سو دشتى مشاهده مىكند خرم و متسع . بارى وضع اين موضع از اين قرار است : اولا ديوارى است طولانى كه در آن‌دو پلكان عظيم است . در سمت بالا چند ستون بسيار خوب نصب است كه بعضى از سر ستونهاى آن باقى است . در سمت يسار نيز ستونهاى يك پارچه مىباشد كه بر روى آنها مجسمه‌هاى باشكوه قرار داده‌اند و از اين محل داخل عمارت مىشده‌اند . در جانب يمين نيز آثار عمارات موجود و محسوس است . ديوارهاى اين عمارات را به نقشهاى گوناگون زينت داده بودند . در نقطه‌اى كه نور بصر به آن منتهى مىشود از طرف عمق خرابه‌هاى ديگر و قطعات سنگ كه انواع صور بر آنها مرتسم شده فى ما بين چند ستون ديده مىشود . نيز از دور مقابر چند پيداست كه در بدنهء كوه كنده