تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
نشاط كه مست بادهء ناب بود و مستى اسكندر و سرداران اشتدادى يافته كه با جنون يك درجه داشت يكى از زنان رامشگر كه حضور داشت و موسوم به طاووس بود قصيده‌اى در مدح اسكندر و فتوحات او انشا كرد . بعد شرحى از ظلم و تعدى ايرانيان نسبت به يونانيان معروض داشت و درخواست كرد كه اسكندر و سرداران از بزم عيش برخاسته به حوالى ارك و عمارات سلطنتى رفته او را اجازه دهند كه به دست خود آتش به مقر و مسكن سلاطين عجم زند كه اين ننگ ابد الدهر در طايفهء سلاطين كيان بماند كه زنى آن هم رامشگر بنيان سلطنت و اساسهء شوكت ايشان را آتش زده منهدم ساخت . جوانى از سرداران كه مست و لا يعقل بود از جاى برخاسته به اسكندر و سايرين گفت چگونه انتقام از ايران مىتوان كشيد كه هر وقت قشون به يونان مىكشيدند معابد رب النوعها را آتش زده نابود و معدوم مىنمودند ؟ اسكندر از شنيدن اين سخن غيرت او به هيجان آمده خود برخاست مشعلى در دست گرفت و سايرين هم تبعيت او نمودند . طاووس « 29 » و يك دسته از مطربان جلو افتاده قصيده و اشعار در مدح اسكندر و ذم ايرانيان و صدمات كه از ايشان به يونانيان رسيده بود خوانده رقص‌كنان و ساز زنان نزديك به ارك رسيدند . اسكندر از فرط مستى و مغرورى كه از تمجيدات زنانه براى او حاصل شده بود اول به دست خود آتش به عمارت سلاطين عجم زد . در يك طرفة العين عمارت سلطنتى و ارك پادشاهى بلكه قسمتى از شهر اصطخر كه مجاور ارك و عمارات پادشاهى بود مشتعل گرديد . مؤلف گويد به‌طور شهود و يقين و تجربه داراى جهان از دريچهء غيب و نهان پيوسته بر افراط و تفريط اعمال جهانيان ناظر و از روى عدل و انصاف هر بدكننده را جزا مىدهد و خلفى در مكافات نيست و شاهد بر اين مدعا همين حرق عمارات سلطنتى كيان است . چه اگر اگزرسس « 30 » - كه به اصطلاح يونانيان نام يكى از سلاطين كيان وجددار است - وقتى كه يونان را فتح و شهر آتن را تسخير نمود آن شهر را آتش نمىزد و ويران
هامش
( 29 ) - اسم اين زن را « تائيسTaIs» نوشته‌اند نه طاوس . ( 30 ) - غرض خشايارشاست كه به يونان لشكر كشيد و آتن را آتش زد . اعتماد السلطنه ظاهرا هخامنشيان را همان كيانيان مىدانسته . منظور از دارا همان داريوش سوم است كه مغلوب اسكندر شد .
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 133 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى