در جلو آلاقاپو [ - عالىقاپو ] « 34 » صد و ده عراده توپ كوچك گذاشتهاند و دو توپ بزرگ هم در نزديك در آلاقاپو در جنبين گذاردهاند ولى توپهاى بزرگى كه در اصفهان بلكه در ساير بلاد ايران است نشان سلطنت اسپانيول دارد . اهل ايران ، بعد از آنكه قلعهء هرمز را متصرف شدند ، توپخانهء معتبرى [ را ] كه در آنجا بود به مملكت خود آورده به جميع بلاد ايران تقسيم كردند . نقارهخانه در جلو آلاقاپو است ( مؤلف گويد نقارهخانه حالا مقابل و محاذى است با مسجد شاه واقع در روى بازار كلاهدوزها نزديك بازار قيصريه ) .
شاردن گويد يك فقره را فراموش كردم بنويسم . ميدان شاه از حيثيت جريان نهر در اطراف آن و غرس درختهاى عظيمه در دو طرف نهر مىتوان گفت بهترين تفرجگاههاى روى زمين است . جز در مواقع خاصه و اعياد و اوقات پذيرائى سفرا ديگر هميشه ميدان مملو از جمعيت است . سمسارها و خرازىفروشها در سايهء اشجار ، امتعهء خود را پهن كرده بساط دارند . عجب اين است كه شبپردهاى روى امتعهء خود مىكشند و مىروند و از فرط امنيت محروس مىماند . از اول شب تا صبح چندين بار ميرشب با يك دسته گزمه در اين ميدان گردش مىكنند . چون هركس ميرشب باشد هر سرقتى كه بشود او مسئول [ است ] و بايد غرامت بدهد دزدى كمتر مىشود . شاه عباس ثانى اين قسم دكاكين را منع كرده بود .
ولى چون از اين ممر روزى ده تومان عايد خزانه مىشد ، صدر و رئيس موقوفات مستدعى شد كه دوباره برقرار باشد .
وقتى كه من در اصفهان بودم هر روز بعد از ظهر ، جلو دهليز مسجد كه در طرف جنوب ميدان واقع است ، خريد و فروش چهارپايان مىشد ( مؤلف گويد حالا سوق الدواب نزديك و در طرف قيصريه است ) . در دهليز مسجد ، اطباء و عطاران نشستهاند « 35 » . اطراف در مسجد از سنگ
هامش
( 34 ) - عالىقاپو صحيح است به معناى باب عالى . تركان عثمانى دربار شاهى را باب عالى مىناميدند صفويه نيز به تقليد آنان عالىقاپو درست كردند . آلاقاپو به معنى « در سرخ » است كه تعبيرى غلط است .
( 35 ) - شاردن نوشته كه در طاقنماهاى دهليز مسجد « پزشكان كه داروساز و دارو فروش نيز هستند در آن به طبابت و داروفروشى اشتغال دارند . زيرا در ايران كنونى - چنانكه در يونان مرسوم بود - طبيب ، دوافروش هم مىباشد ( سفرنامه ، قسمت اصفهان ، ص 33 ) .