شهر مملو از خانهها و باغات بود كه وصل به يكديگر بودند . از ابنيهء عاليهاى كه شاردن در اصفهان ديده عمارات سلطنتى صفويه بوده كه در آن وقت خود سلاطين در آن سكنى داشتند . علاوه بر عمارات ، كاروانسرا - هاى مرغوب و بازارهاى طولانى آباد داشته است . غالبا كوچهها بهطور خيابان بوده با اينكه در دو طرف كوچهها نهرها حفر نموده و در اطراف آن اشجار غرس نموده بودند باز وسعت كوچه به قدرى بود كه چند عراده پهلوى هم مىتوانسته است حركت كند . عيبى كه شاردن مىگيرد اين است كه كوچهها سنگفرش نبوده و در فصل بارندگى شدت گلولاى مانع و مايهء تعذر عبور و مرور بوده . شهر اصفهان منقسم به دو قسمت بزرگ بوده : قسمتى موسوم به جوباره ، قسمت ديگر در دشت . اهالى نيز منقسم به دو طايفه بودهاند : آنهائى كه در جوباره بودهاند طايفهء نعمتى و طايفهء ساكنهء دردشت ، حيدرى . كشف اين اصطلاح به قول شاردن اين است كه حيدرى يك طايفهاى از دراويش را مىگفتهاند كه به سلطان حيدر جد شاه اسماعيل صفوى كه در هشتصد و نود و شش هجرى به رحمت الهى پيوست ارادت مىورزيدند « 29 » . لباس اين سلسله كلاه سرخرنگ پنج تركى از پوست گوسفند دباغى شده يا هر پوستى [ بوده ] ، كتفاندازى بر كتف داشتهاند . عصاى زمختى كه به اصطلاح دراويش « منتشا » گويند در دست راست و بوقى از شاخ كه « شاخ نفير » گويند در دست چپ . اما نعمتىها دراويشى هستند كه به شاه نعمة الله ولى ارادت مىورزند و مدفن شاه نعمة الله در ماهان - كه قريهاى از قراى كرمان است واقع در شش فرسنگى شهر - . لباس اين سلسله را شاردن نوشته كه كثيفترين لباسهاى اهل ايران است . سرشان عريان و غالبا ديوانهوضع و در ميان اين دو سلسله به حدى عداوت است كه محال است به يكديگر برسند و صدمه نزنند .
محلات اصفهان هم رسم ايشان را تبعيت نموده اسم خودشان را حيدرى و نعمتى گذاردند و غالبا با هم در نزاع هستند و نزاع اين دو محلهء اصفهان سرايت به جميع ولايات ايران كرده است .
هامش
( 29 ) - شاردن اشتباه كرده است . طايفهء حيدرى منسوبند به قطب الدين حيدر زاوهاى كه مدفنش اكنون به تربت حيدرى ( حيدريه ) معروف است . وى از عرفا بوده و در 618 درگذشته . اما سلطان حيدر پدر پادشاه اسماعيل در سال 893 درگذشته نه 896 . وى طاقيهء تركمانى را برداشته كلاهى دوازده ترك از سقرلاط قرمز بر سر گذاشت . ازاينرو مريدانش به قزلباش شهرت يافتند .