دو فرسنگ ، تا قومشهء [ - قمشهء ] فارس چهارده فرسنگ ، تا كاشان سى و دو فرسنگ ، تا كرج « 24 » چهل و پنج فرسنگ ، تا لردكان لر بزرگ سى و پنج فرسنگ ، تا نطنز بيست فرسنگ ، تا نائين بيست و شش فرسنگ ، تا نهاوند هفتاد و چهار فرسنگ ، تا همدان شصت و دو فرسنگ .
انتهى .
زينة المجالس مطابق است با نزهه القلوب جز اينكه گويد به چند گاه و با در آن ديار پيدا شود و خلق كثيرى را تلف كند . چنانكه در اين زمان كه سال هزار و چهار هجرى است طاعونى ظاهر شد كه اكثر اهل اصفهان جلاى وطن نمودند و خلق بسيار رخت سفر آخرت بستند و چون آن بليه درگذشت بار ديگر به مساكن خويش رجوع نمودند .
زندهرود را زندهرود گويند به جهت آنكه آبش كمتر تلف شود و همه به مصرف زراعت رسد و نيز زايندهرود خوانند به جهت آنكه چون در موضعى آب رود را بالتمام باز بندند از اصل زهابرود باز چندان حاصل شود كه رودى بزرگ گردد . در عجايب المخلوقات آوردهاند كه فاضل آب زايندهرود در موضع گاوخانى به زمين فرومىرود و بعد از مسافت شصت فرسنگ در ولايت كرمان پيدا مىشود و به درياى فارس مىريزد . و مىگويند در قديم نى پارهاى را نشان كرده در گاوخانى فرورفت و در كرمان سر بيرون كرد . حمد الله مستوفى گويد اين روايت ضعيف است .
به جهت آنكه زمين كرمان از زمين گاوخانى ضعيفتر است . در بعضى مواضع اصفهان چون دو گز زمين را حفر كنند به آب رسد و آب چاهش در طعم و گوارندگى به آب زندهرود نزديك است . ميوه و حبوبش نيكو و باريع . انگور كشمشى و خربزهء گزوى و امرود بلخى كه آن را اهل اصفهان اميرى خوانند در آن نهايت خوب مىشود . سلطان محمد ملكشاه سلجوقى در سر مزار هارون ولايت كه بهزعم اهل اصفهان از اولاد امام موسى كاظم عليه السلام است « 25 » عمارت عالى طرح انداخته به اتمام رسانيد « 26 »
هامش
( 24 ) - متن : « كرخ » .
( 25 ) - به قولى او را از احفاد حضرت امام على النقى دانستهاند و به قولى از اولاد زيد بن الحسن و از احفاد امام حسن مجتبى است . بعضى نيز او را از اولاد موسى بن جعفر نوشتهاند ، نام وى را نيز هارون بن على و هارون بن موسى بن جعفر ذكر كردهاند اما هيچيك از اين اقوال سند متقنى ندارد ( رك ميزان الانساب تأليف آقا ميرزا محمد هاشم چهارسوقى ص 47 ) .
( 26 ) - ظاهرا از اين بناى سلجوقى اثرى نمانده . بناى فعلى از روزگار شاه اسماعيل اول است ( ر ك گنجينهء آثار تاريخى اصفهان از لطف الله هنرفر ص 360 تا 369 ) .