و سنگ بتى كه مذكور شد و از سلطان برابر مرواريد ، بتپرستان مىخريدند دونيمه كرده نيمى تراشيده ، اندر اين ايام به در مدرسهء ميرزا شاه حسين گذاشته آب در وى ريزند كه صادر و وارد بياشامند . و چنان مشهور است كه اصفهان هزار پاره ديه و مزرعه دارد .
ابن خلكان در وفيات الاعيان مختصرى از اصفهان مىنويسد از جمله اين است كه اصفهان را عجم اسپاهان مىگفتهاند يعنى لشكرها و علت آن كه براى سلاطين عجم جنگ و غايلهاى كه اتفاق مىافتاد لشكر ايشان به اصفهان جمع مىشدند كه به دفع آن غايله بپردازند .
مؤلف گويد اصفهان از شهرهاى معظمهء ايران و سابق بر اين پايتخت بود . خاك اصفهان از طرف جنوب و مشرق محدود است به كوهى كه فاصله است ميان خاك اصفهان و بر خراسان و كرمان و از طرف شمال و مغرب به كوههائى كه از ميان درههاى آن به شيراز مىروند . جمعيت آن در قديم دويست و پنجاه هزار نفر واقع در دشت در كنار زايندهرود كه شرح آن بيايد . اين رود در قديم از وسط شهر مىگذشته . دور شهر باروئى دارد كه الحال خراب است . ابنيهء عاليهاش بسيار على الخصوص ميدان شاه ، بازار قيصريه ، مسجد شاه ، عمارات سلطنتى و پل معتبرى كه به راه جلفا بر روى زايندهرود ساخته شده و سيصد و چهل ذرع طول آن است و معروف به سى و سه چشمه است زيرا كه سى و سه طاق دارد و بانى آن اللهوردى خان كه يكى از امراى شاه عباس بوده مىباشد و پل خواجو كه از بناهاى بسيار معظمه و با سنگ ساخته شده و به اين وضع پل در هيچ جاى ايران و غيره نيست و دو مرتبه است و مسافرين اصفهان به شيراز از روى اين پل مىگذرند . و مدرسهء چهارباغ و بازار پشت مدرسهء چهارباغ معروف به بازارچهء بلند كه مثل اين بازار و بازار قيصريه بازارى در تمام ايران نيست . سابقا آبادى دور شهر اصفهان پنجاه هزار ذرع بوده هنوز كارخانجات ريسمانبافى و ابريشمبافى و زرىبافى اصفهان معروف است . بهترين تفنگ و طپانچه و تيغهء شمشير و قمه و قلمتراش و مقراض و ساير اصناف خرازى را از اصفهان به ساير بلاد ايران و خارجه مىبردهاند . هنوز در و پنجرهء كارخانهء كاغذسازى و شيشهگرى
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 102
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص١٠٢