سبط محمد بن يوسف البنا الحافظ المشهور كه صاحب تصانيف و از تصانيف او حلية الاولياء و غيره است در محرم چهارصد و سى ، روز دوشنبه بيستم درگذشت و به مردنان مدفون شد . تولد او در رجب سيصد و سى بود .
در تقويم البلدان نوشته ابن حوقل گويد اصفهان در آخر كوهستان است از جهت جنوب و پرنعمتترين شهرهاست . معدن سرمه دارد و از اصفهان كه به رى مىروند رو به مشرق مىروند و از كاشان و قم مىگذرند .
اصل آن سپاهان است يعنى لشكرها . زيرا كه سپاه عجم در وقت بيكارى آنجا جمع بودند .
در آثار البلاد گفته اصفهان از مشاهير و اعلام بلاد است . صفات خوبى كه در نواحى عالم پراكنده است در آنجا جمع است . مردمش خوشصورت و حاذق در علوم و صنايع به درجهاى كه معروف است هرچه را اهل اصفهان تكميل كردند مردم ساير بلاد از اتيان به نظير و شبيه آن عاجزند . سيب يك سال در آن تر و تازه مىماند . شهر قديم را كه جى مىناميدهاند گويند اسكندر بنا كرده . از عجايب اينكه سيب اصفهان مادام كه در اصفهان است چندان رايحه از او استشمام نمىشود . همينكه خارج شد بوى خوش آن عالمگير است و در هر قافلهاى از آن سيب باشد همهء اهل قافله بوى خوش آن را مىشنوند « 1 » . يك نوع گلابى دارد كه آن را بلخى مىگويند . در هيچ شهرى نظير آن نيست . درخت آن را با بيد سفيد پيوند مىكنند . گلابى آن خيلى لذيذ مىشود . و صاحب صنعتهاى اصفهان را يد طولائى است در صنايع و تفوق دارند بر ارباب صنايع هرجا .
يك مقنعهاى در اصفهان نسج مىنمايند از پنبه چهار ذرع به وزن چهار مثقال و فخار كوزه مىسازد به وزن چهار مثقال كه هشت رطل آب مىگيرد . ارباب علوم آن از فقهاء و ادباء و منجمين و اطباء بيش از هر جاست بخصوص فحول شعراى بزرگوار آنكه صاحب دواوين و از حيثيت لطافت كلام و حسن معانى و عجايب تشبيه و بدايع اقتراح تفوق بر همه كس دارند و از آن جمله « رفيع فارسى » دبير و « كمال زياد » و « شرف شفروه » و « عز شفروه » و « جمال الدين عبد الرزاق » و « كمال الدين اسماعيل » و « يمين مكى » و مثل اينها در هيچجا نيست . و منسوب به اين شهر
هامش
( 1 ) - مقصود صاحب آثار البلاد ، به است نه سيب ( ا ع ) .