تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
تفتيش نسب بزرگترين دولتمندها و تجار اين بلد را كنى ناچار يا يهودى يا مجوسى است . يكى از سياحان گفته در هيچ‌جا به قدرى كه در اصفهان زنا مىشود نمىشود و معروف است و از خواص هواى آن اين است كه شخص بخيل مىشود . صاحب ابو القاسم بن عباد هر وقت كه ارادهء ورود به اصفهان داشته مىگفته هركس حاجتى به من دارد قبل از ورود سؤال كند كه بعد از ورود ، من بخلى در خود مىبينم و يمكن كه آن حاجت را روا نكنم . و در بعضى اخبار وارد است كه دجال در اصفهان خروج مىنمايد . در اصفهان ، علما در هر فنى از فنون علم بيرون آمده به اندازه‌اى كه از هيچ شهرى بيرون نيامده بخصوص علوم اسناد ( يعنى روايت و انساب و تاريخ ) و اين به جهت كثرت سن اهالى آن است . مع ذلك رغبت تمام به استماع احاديث دارند . حافظ قرآن در اصفهان بيش از آن است كه به شماره درآيد . تواريخ بسيار دارد . ولى در اين عصر خراب است هم شهر هم نواحى به جهت فتنه‌هاى زياد كه مأخذ آن تعصب و نزاع ميان شافعى و حنفى است و دائما ميان اين دو طايفه جنگ است و هر طايفه كه غالب آمدند محلهء ديگر را غارت مىكنند و مىسوزانند بدون اين‌كه ملاحظهء قرابت و آشنائى نمايند و سلطنتى هم در او دوام نكرده كه دفع اين مفاسد را بنمايد و همين حالت در قرى و رساتيق آن است . تفصيل فتح اسلام اصفهان را اين است كه در سال نوزده هجرى ، بعد از فتح نهاوند خليفهء ثانى ، عبد الله بن عتبان و عبد الله بن ورقاء رياحى و به عقيدهء بعضى عبد الله بن ورقاء اسدى را به فتح اصفهان مأمور و روانه كرد . ( سيف مىگويد بعضى كه اطلاع درستى ندارند يكى از دو عبد الله را عبد الله بن بديل بن ورقاء خزاعى نوشته‌اند و منشأ سهو لفظ ورقاء است و گمان كرده‌اند اين نسبت است به جد او و حال آن‌كه عبد الله بن بديل بن ورقاء روزى كه در جنگ صفين كشته شد چهارده ساله و در زمان عمر طفل بود ) . خلاصه عبد الله بن عتبان به جى آمد و حكمران اصفهان آن وقت فادوسفان « 119 » بود . همين‌كه فادوسفان از ورود دشمن آگاه شد جماعت كثيرى به مدافعه آورد و به مقاتله پرداختند . روزى فادوسفان به عبد الله گفت نه تو كسان مرا بكش نه من كسان ترا . خود به مبارزت
هامش
( 119 ) - متن : « قادوسقان » . تصحيح قياسى .