مرحوم است كه در شدت گرما مردم آب خوردن از آن آب انبار برمىدارند نهايت خنك و گواراست . اگرچه در كوههاى نزديك اشرف از قديم برف چاهها داشته كه زمستان آنها را مملو از برف ساخته تابستان به جهت سلاطين كه به اشرف مىآمدند و نيز براى اهل بلد مىآوردند و طايفهاى مخصوص هم مشغول اين حرفه بودهاند كه الحال هم اعقاب آنها به اسم « يخكشى » معروفند . اما حالا اين رسم بههم خورده طايفهء يخكش تفنگچى و در جزء قشون دولتى خدمت مىكنند . حاجى ملا محمد اشرفى « 106 » كه از اجلهء علماى عصر است در اين شهر متولد شده و در شهر بارفروش به امامت و امر معروف اشتغال دارند . شاه عباس در اين شهر كارخانهء كشتىسازى بنا كرد .
اشفند [ مع - مر ] :
به فتح الف و سكون شين و فتح فاء و سكون نون و دال مهمله الكهء بزرگى است از نواحى نيشابور . حاكمنشين آن فرهاد گرداست . اول حدود آن مرج الخطباست « 107 » الى زوزن و بوزجان و اين الكه داراى هشتاد و سه قريه است . در اخبار عبد الله بن عامر ذكر اين الكه هست . عبد الله با لشكرش به اين الكه آمده زمستان در رسيد و لابد به نيشابور مراجعت كرد .
اشفورقان [ مع - مر ] :
قريهاى است از قراى مرورود يا طالقان .
اشكنوار [ مع - مر ] :
به كسر الف و فتح كاف و سكون نون و واو و الف و راء شهرى است در فارس « 108 » .
اشكنوان :
نام قلعهاى است در فارس . مؤلف گويد با اينكه اين قلعه از مشاهير
هامش
( 106 ) - غرض حاجى ملا محمد بن ملا محمد مهدى مازندرانى بارفروشى است معروف به « اشرفى » كه مردى دانشمند و متقى و جامع اصول شريعت و رسوم طريقت بود . وى در 1315 ه . ق درگذشته ( ريحانة الادب ج ا ص 75 ) .
( 107 ) - مرج به معنى چراگاه و مرج الخطبا نام موضعى است در خراسان ( قاموس ) .
( 108 ) - چنين شهرى در فارس در هيچيك از كتب ذكر نشده . ظاهرا همان اشكنوان است به تصحيف .