بوده خيلى حصانت و سختى داشته ولى زمين توى قلعه و حوالى آن سست و طورى بوده كه به كندن خيلى كمى به آب مىرسند . از قرار عقيدهء مبارك شاهى ، در آن خاك رستاق كوچكى است زاول نام كه از هشتاد نهر مشروب مىشود و آسياى زياد دارد .
اسفس [ مع - مر ] :
به كسر الف و سكون سين و فتح فاء و سين قريهاى است از قراى مرو نزديك فاز « فاس » آن را اسبس نيز گويند .
اسفنج [ مع - مر ] :
به كسر الف و سكون سين و فتح فاء و سكون نون و جيم قريهاى است از خاك ارغيان از نواحى نيشابور . آن را اسبنج هم گويند .
اسفيذار :
به فتح الف و سكون سين و كسر فاء و ياء ساكنه و ذال معجمه و الف و راء اسم ولايتى است در كنار درياى ديلم مشتمل برقراى واسعه و اعمال بزرگ و حكمران اين ولايت چون در جبال شامخهء صعب المرور و ضيق المسالك مسكن دارد به اين واسطه محروس است و از كسى اطاعت و تمكين ندارد .
اسفيداسنج [ مع - مر ] :
رستاقى است از نواحى هرات . در اخبار ذكر آن بسيار مىشود .
اسفيذان و قمستان [ نز ] :
( اسفندان ) شهر كوچكى است در فارس و حصارى دارد و قمستان دهى بزرگ است هردو سردسير و در كوه آنجا غارى محكم و عظيم و بزرگ است . سكنه در ايام مخوفه پناه به آن مىبرند .
اسفيذبان [ مع - مر ] :
به فتح الف و سكون سين و كسر فاء و ياء ساكنه و ذال معجمهء مفتوحه و باء و الف و نون قريهاى است از قراى اصفهان و نيز دهكدهاى است از دهات نيشابور .
اسفيذجان [ مع - مر ] :
ناحيهاى است در جبل در خاك ماه كه عنقريب ذكر آن بيايد .