تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
بيهق از اعمال نيشابور خراسان در عهد هشام بن عبد الملك ، اسد بن عبد الله - القسرى در سنهء صد و بيست هجرى كه از جانب برادرش حاكم خراسان بود بنا كرده . مؤلف گويد اسدآباد در اين عهد شهر نيست بلكه قصبه‌اى است معمور . سكنهء آن افشار . اراضى حاصلخيز و صاحب باغات . ميانهء او و همدان كوه طولانى مرتفع عظيمى كه گردنهء او را اهل همدان گدوك « 96 » اسدآباد گويند و از اين كوه به همدان و نيز به اسدآباد دو راه است : يكى سخت‌تر و نزديكتر و از اين راه توپ و كالسكه ممكن نيست عبور كند و ديگرى دور تر و سهلتر و عراده‌رو است . در فصل برف غالبا عبور از آنها نهايت صعب است .

اسفانبر :

اسبانبر هم مىنويسند به فتح الف و سكون سين و فاء و الف و نون مكسوره و باء موحدهء ساكنه و راء . هفت شهر است در عراق كه مداين كسرى نامند اسفانبر يكى از آنهاست « 97 » . گويا اسم آن اصلا اسفابور [ بوده ] و معرب شده به اسفانبر .

اسفنجين [ مع - مر - اثا ] :

قريه‌اى است در رستاق همدان . در آن مناره‌اى عاليه است از سمهاى گورخر و در باب حاء ذكر آن بيايد .

اسفذن [ مع - مر ] :

به كسر الف و سكون سين و فتح ذال معجمه قريه‌اى است از قراى رى .

اسفرايين [ مع - مر ] :

به فتح الف و سكون سين و فتح فاء و راء و الف و ياء مكسوره و ياء اخرى ساكنه و نون شهر كوچك محكمى است از نواحى نيشابور در
هامش
( 96 ) - گدوك به معنى گردنه و كتل است ( فرهنگ فارسى معين و لغت‌نامهء دهخدا ) . ( 97 ) - در زمان يعقوبى از اين هفت شهر پنج شهر وجود داشته : شهر كهنه يعنى تيسفون و يك ميل در جنوب آن اسفانبر و مجاور آن روميه ، هرسه در شرق دجله و در غرب دجله به اردشير و يك فرسخ زير آن ساباط كه به قول ياقوت در نزد ايرانيان به « بلاش‌آباد » معروف بوده .
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 75 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى