چون آب از رودخانهاى كه در پاى قلعه است مىآيد و آنجا درخت گردكان بسيار است ناسازگار است . ولايت و توابع آن قنوات دارد و همه محصول از غله و انگور و ميوه دارد . زينة المجالس مطابق است با نزهه - القلوب .
در آثار البلاد گفته اسفرايين بلدهء مشهورهاى است در خاك خراسان .
مردمش اهل خير و صلاح از مفاخرتهاى اين بلده ابو الفتوح محمد بن - الفضل الاسفراينى است كه امامى فاضل و عالمى زاهد بود . وقتى كه مسألهاى از او مىپرسيدند اسرع ناس بود در جواب و هرگاه ايرادى مىكردند اسكت خلق بود در خطاب و با صحت عقيده و خصال حميده . التفات آن به دنيا و اهل دنيا بسيار كم بود . مدتى در بغداد اقامت داشت . همينكه عزم معاودت به خراسان نمود اصحاب او از مهاجرت او شكايت كردند . گفت بايد لابد به خراسان بروم گويا خداوند تعالى اراده فرموده كه تربت من در جوار مرد صالحى باشد . اين بگفته رو به خراسان نهاد . چون به بسطام رسيد ارتحال فرمود و در جنب مزار شيخ ابا يزيد بسطامى مدفون شد .
عيسى بن عيسى كه يكى از اكابر صوفيه است حكايت نموده كه ابو يزيد را در خواب ديدم گفت مهمانى به ما وارد مىشود او را اكرام كن . در همان اوقات كه اين خواب را ديدم شيخ ابو الفتوح به بسطام آمد و درگذشت .
لهذا من موضعى را كه در جوار شيخ براى مدفن خود اختيار كرده بودم مضجع او قرار دادم . رحمه الله تعالى .
مؤلف گويد اسفرايين در ايالت خراسان و در صد و دوازده [ هزار ] ذرعى نيشابور و صد و هشتاد و هشت [ هزار ] ذرعى مشهد مقدس است .
اسفزار [ مع - مر ] :
به فتح همزه و سكون سين و فاى آن مضموم و مكسور هردو صحيح است شهرى از نواحى سجستان است از جانب هرات . جمعى از فضلاء منسوب به اين شهرند . حمد الله مستوفى در نزهة القلوب اين شهر را در ارباع خراسان نگاشته و گويد شهرى وسط بوده و چند پاره ديه توابع دارد و باغستان بسيار و ميوه و انگور و انار فراوان دارد . در صور الاقاليم گويد اهل آنجا همه سنى و شافعى مذهب و در دين متعصبند . در تذكرهء هفت اقليم اسم حاليهء آن شهر را « سبزر » نوشته . سابقا در حوالى اين شهر قلعهاى سنگى بود كه آن را مظفركوه مىناميدهاند . چونكه بالاى كوه