است تا وقتى كه ركن الدين بن سلطان محمد خوارزمشاه از بيم مغول در اين قلعه تحصن جست و اين سانحه در سال ششصد و هجده اتفاق افتاد . در آنوقت دو قلعه معروض ركن الدين شد : اردهن و استوناوند .
ولى با حصانت اردهن ، استوناوند پسند ركن الدين شد ( از حصانت اردهن گويند اگر يك تن واحد در آن باشد بر او غلبه نمىتوانند كرد و قلعه را نمىتوانند گرفت مگر آذوقهء آن شخص تمام شود ) . بالجمله مغول دور استوناوند را گرفته هيزم بسيارى جمع كرده در آنجا آتش زدند تا سنگها شكافته خلل كلى در استحكام و مناعت آن روى داد و مغول صعود به قله نموده ركن الدين با آنها جنگ كرده تا مقتول شد .
استيا [ مع - مر ] :
به كسر همزه و سكون سين و كسر تاء ، مشهورترين شهرهاى غور است و غور عبارت است از كوههاى واقعه ميانهء هرات و غزنين كه هريك در موضع خود ذكر مىشود . من از پارهاى مردم استيا استفاده كردهام .
اسدآباد [ مع - مر ] :
به فتح همزه و سين و سكون دال . و عجم اغلب سين را ساكن خوانند . شهرى است در يك منزلى همدان از طرف عراق و ميانهء او و مطابخ كسرى سه فرسخ است « 95 » و تا قصر اللصوص ( كنگاور ) چهار فرسخ . اين شهر از بناهاى اسد بن قباذى السرو است در وقتى كه با تبع از اين نواحى مىگذشت بساخت . جماعت بسيارى از اهل علم منسوب به اين شهرند . در نزهة القلوب گفته اسدآباد شهر كوچكى است از اقليم چهارم هوايش معتدل و آبش از كوه الوند و قنوات و حاصلش پنبه و غله و ميوه و انگورش بسيار خوب . مردمش سفيدچهره و حقوق ديوانيش يك تومان و پنج هزار و پانصد دينار است . ولايتش سى و پنج پاره ديه است .
تقويم البلدان نقل از مشترك ياقوت [ نموده گويد ] از اسدآباد تا همدان نه فرسخ و تا دينور هفده فرسخ است . و نيز اسدآباد قريهاى است در خاك
هامش
( 95 ) - در احسن التقاسيم آمده كه : « ايوان كسرى در يك فرسنگى شهر است » ( احسن التقاسيم ترجمهء علينقى منزوى ص 587 ) . ياقوت اين بناهاى ساسانى را « مطابخ كسرى » خوانده به معناى آشپزخانههاى كسرى .